تعیین اندازه موجودی معاملاتی


اصطلاحات بازار فارکس

بازار فارکس اصطلاحات فراوان و نسبتا پیچیده ای دارد که یادگیری آن برای هرمعامله گری لازم و واجب است. زیرا بدون دانش از اصطلاحات فارکس ممکن است ضرر زیادی متحمل شویم. و به موفقیتی در این بازار پردرآمد دست پیدا نکنیم.

اصطلاحات عمومی فارکس

SYMBOL: سیمبل معاملاتی نمادهایی هستند که در بازار برای معامله وجود دارند. مثلا نماد معاملاتی اپل AAPL هست. یا جفت ارز یورو به دلار که با نماد معاملاتی EUR/USD در بازار حضور دارد. برای معامله روی این سیمبل ها کلیک میکنیم و معامله را انجام میدهیم.

PRICE: نشان دهنده قیمت اکنون سیمبل معاملاتی است.

Bid PRICE: در بازار برای معامله کردن هر سیمبل دو قیمت وجود دارد. به قیمت فروش در بازار BID میگویند.

Ask PRICE: اگر بخواهیم در بازار فارکس نمادی را خریداری کنیم، باید قیمت ASK را بپردازیم. قیمت BID پایین تر و قیمت ASK بالاتر است. به عنوان مثال در این لحظه برای معامله طلا، ASK (قیمت خرید) برابر با 1،290.00 هست و BID (قیمت فروش) برابر با 1،289.5 است.Spread: به اختلاف ASK و BID اسپرد می‌گویند. برای مثال در طلا قیمت خرید برابر با 1،290 هست و قیمت فروش برابر با 1،289.5 بنابراین عدد اسپرد برابر با 0.5 دلار است.

تا به حال به صرافی مراجعه کردید؟ صراف ارز شما را به قیمت کمتری خریداری کرده، و اگر بخواهید از او همان ارز را بخرید به شما قیمت بیشتری پیشنهاد می‌دهد. این عدد همان اسپرد هست. پس تا اینجا مفهوم اسپرد چیست و اسپرد در فارکس چیست ر ا قطعا متوجه شده اید.

Trade: به هر معامله ای که در بازار فارکس و یا دیگر بازارهای مالی انجام میشود TRADE میگویند. واژه TRADE هم به معنای معامله کردن هست و هم به معنای معاملاتی که انجام داده ایم.

Trader: به کسی که در بازار فارکس و یا دیگر بازارهای مالی مانند بورس، آتی و CFD معامله میکند، معامله گر یا TRADER میگویند.

BUY: برای انجام معامله خرید در بازار فارکس، از گزینه BUY و یا خرید استفاده میکنیم و روی آن کلیک میکنیم.

Sell: برای انجام معامله فروش در بازار فارکس از گزینه SELL و یا فروش استفاده میکنیم.

نکته مهم این است که گزینه فروش به معنی فروش دارایی و سیمبلی که خریداری کردیم نیست. گزینه فروش برای کسب سود از پایین آمدن قیمت و یا در حقیقت فروش برای تحویل آتی هست. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه، به مقاله بازار آتی چیست و بازار CFD چیست مراجعه کنید.

اصطلاحات رایج در بازار فارکس

Close: برای بستن معاملات خرید و یا فروش در بازار فارکس از گزینه close استفاده می‌شود. برای مثال، ما صد سهم اپل خریداری کردیم. برای فروش این سهام و کسب سود خودمان از گزینه close استفاده می‌کنیم. و یا اگر سهام اپل را فروخته باشیم که از پایین آمدن قیمت کسب سود کنیم، باز برای کسب سود خود از گزینه close استفاده میکنیم. برای مطالعه بیشتر درباره نحوه معامله کردن در بازار فارکس به مقاله مقدمات معامله در بازار فارکس مراجعه کنید.

انواع اصطلاحات درخواست معاملاتی - Order Type

Instant Execution

برای معاملاتی که میخواهیم همین لحظه با قیمت الان به صورت دستی انجام دهیم، گزینه instant execution را انتخاب می‌کنیم. در این نوع از درخواست، معامله شما با سرعت زیاد، با قیمت همین لحظه و در همین لحظه انجام می‌شود.

Pending Orders

یکی از انواع معاملات بوده که معامله به صورت آنی انجام نمی‌شود. بلکه برای معامله خود می‌توانیم قیمت و یا زمان مشخص کرده و هنگامی که آن قیمت فرا رسید، خود کارگزاری به صورت خودکار، معامله ما را فعال می‌کند

مثال: شما تصور می‌کنید که قیمت طلا با رد شدن از مرز 1،300 به شدت رشد خواهد کرد. بنابراین وارد حساب معاملاتی خود شده، روی طلا کلیک می‌کنیم. گزینه pending order را مشخص کرده و درخواست می‌دهیم در عدد 1،300 برای ما به صورت خودکار خرید کند. اما pending order تعیین اندازه موجودی معاملاتی چند نوع داشته که هر کدام کاربردهای متفاوتی برای خرید و فروش دارند.

انواع pending order

Buy Stop

فرض کنید می‌خواهیم نفت را در قیمت بشکه‌ای 65 دلار بخریم. هم اکنون در یک روند صعودی قیمت 62 دلار هست. فکر میکنیم اگر قیمت به 65 دلار برسد، نشان دهنده‌ی حجم زیاد تقاضا برای نفت، تایید قطعی روند صعودی است. ما باید یک درخواست خرید در قیمت 65 دلار به کارگزاری خود بدهیم.

اصطلاحات عمومی بازار فارکس

اما چگونه؟ وارد حساب معاملاتی خود شده، روی نفت کلیک کرده و pending order را انتخاب میکنیم. در بخش انواع pending order روی گزینه BUY STOP کلیک میکنیم. BUY STOP برای معاملاتی هست که قیمتی که می‌خواهیم برای خرید سفارش دهیم، بالاتر از قیمت اکنون بازار هست. مثلا در یک روند صعودی می‌توانیم در قیمت های بالاتر BUY STOP بگذاریم که هر چه قدر قیمت صعود می‌کند، به صورت خودکار خریدهای ما فعال شوند.

Buy limit

هنگامی که می‌خواهیم درخواست خرید یک سیمبل را پایین‌تر از قیمت کنونی بدهیم، از buy limit استفاده می‌کنیم. مثال: اکنون قیمت سهام اپل 170 دلار بوده و شما قصد دارید که اگر قیمت به 150 دلار رسید، سهام اپل را خریداری کنید. پس از گزینه buy limit استفاده میکنیم.

Sell Stop

اگر بخواهیم در یک روند نزولی، در قیمتی پایین‌تر از قیمت کنونی بازار، نمادی را بفروشیم، از sell stop استفاده می‌کنیم. مثال: مثلا در سال 2008 میلادی، بعد از اینکه شاخص داوجونز شروع به ریزش کرد، شما تصمیم می‌گیرید که در روند نزولی، داوجونز را فروخته و از پایین آمدن بازار کسب سود کنید. مثلا قیمت در 14،000 بوده، شما می‌توانستید چند سفارش فروش در قیمت های 13،000؛12،000؛ 10،000 و … گذاشته و هنگامی که قیمت بازار به قیمت درخواستی شما رسید، کارگزاری به صورت خودکار برای شما این معامله را انجام دهد.

Sell limit

هنگامی که شما می‌خواهید سیمبلی را در قیمتی بالاتر از قیمت اکنون بفروشید، از گزینه Sell limit استفاده میکنیم. مثال: هم اکنون قیمت طلا در 1،290 بوده و می‌خواهیم هنگامیکه قیمت به 1،300 رسید، طلا را بفروشیم. زیرا فکر می‌کنیم که بعد از رسیدن به این قیمت، طلا فرو می‌ریزد. در اینجا باید از سفارش Sell limit استفاده کنیم.

Order Price

در معاملاتی که به صورت pending هستند، ما باید قیمت خرید و یا فروش را به کارگزار خود اعلام کنیم. Order price قیمت مطلوب ما برای انجام سفارشات هست.

Order Time

هنگامی که از pending استفاده میکنیم، میتوانیم زمان انجام معامله را مشخص کنیم. آیا میخواهیم معامله همین امروز انجام شود، یا هر زمانی که رسید به آن قیمت صورت گیرد، و یا یک روز مشخص مدنظرمان هست.

Position

به معاملاتی که در بازار انجام شده است، پوزیشن نیز میگویند. به عنوان مثال طلا خریده‌ایم و میگوییم در طلا پوزیشن خرید داریم.

Volume

هنگامی که می‌خواهیم در بازار فارکس معامله کنیم، باید حجم و تعداد دارایی ای را که میخواهیم بخریم را مشخص کنیم. به عنوان مثال چند سهام اپل، چند بشکه نفت، چند اونس طلا، چند عدد بیت کوین و … برای مشخص کردن حجم در بازار فارکس از معیاری به عنوان لات استفاده میشود. هر لات تقریبا برابر است با 100 هزار از ارز پایه و یا تقریبا 100 هزار دلار. برای اطلاعات کامل درباره حجم در بازار فارکس به مقاله لات چیست مراجعه کنید.

Stop Loss

یکی از مواردی که حتما هر معامله‌گری باید به فکر آن باشد، حد ضرر گذاشتن در بازار فارکس هست. فرض کنید ما طلا را در قیمت 1،300 دلار خریدیم و چند روز به آن نگاهی نمی‌کنیم. وقتی باز می‌گردیم متوجه می‌شویم که طلا ریزش کرده و به قیمت 1،280 دلار رسیده و ما تمام پول خود را از دست داده‌ایم. چه درسی از این اتفاق میگیریم؟

اصطلاح حد ضرر در فارکس

ما میتوانستیم حد ضرر بگذاریم. حد ضرر یعنی به کارگزار خود بگوییم هنگامی که قیمت به عدد 1،290 دلار رسید، معامله من را ببند. من نمی‌خواهم بیشتر از این ضرر کنم. هنگامیکه داریم معامله خود را چه تعیین اندازه موجودی معاملاتی به صورت instant execution و یا pending انجام می‌دهیم، میتوانیم حد ضرر خود را مشخص کنیم. توجه کنید حدضرر برای خرید، پایین تر از قیمت فعلی بازار است و برای فروش بالاتر از قیمت بازار است.

Take Profit

حد سود نیز مانند حد ضرر اهمیت زیادی در بازار فارکس دارد. حد سود قیمتی است که ما می‌خواهیم پوزیشن‌مان در آن قیمت و با سود مشخصی بسته شود. به عنوان مثال، طلا را در قیمت 1،300 دلار خریده، برای کارگزار خود سفارشی می‌گذاریم که اگر قیمت به 1،305 رسید، پوزیشن ما را با سود ببندد. در هنگام سفارش گذاری می‌توانیم حد سود معامله خود را انتخاب کنیم. توجه کنید حد سود برای خرید، بالاتر از قیمت فعلی بازار بوده و برای فروش پایینتر از قیمت بازار است.

Balance, Equity, Margin

Balance: به موجودی حساب شما بدون در نظر گرفتن معاملات باز Balance می‌گویند.

Equity: به موجودی حساب شما با احتساب کردیت، سود و زیان معاملات باز و بونوس Equity می‌گویند. به عنوان مثال اگر شما 1،000 دلار در حساب خود داشته باشید، مجموع معاملات بازتان 300 دلار سود باشد، Equity شما 1،300 دلار بوده و Balance شما 1،000 دلار.

Margin: هنگامیکه ما حساب خود را در بازار فارکس شارژ می‌کنیم، با توجه به اهرم (leverage) حساب معاملاتی خود کارگزاری به ما یک اعتبار معاملاتی می‌دهد.به عنوان مثال، اگر ما یک حساب 1،000 دلاری داشته و اهرم حساب ما هم 1:100 باشد، ما می‌توانیم در بازار فارکس تقریبا 100 هزار دلار (1 لات) معامله کنیم. قبل از انجام معامله، مارجین حساب ما صفر بوده و هنگامیکه اولین معامله خود را انجام می‌دهیم، با توجه به حجم معامله مارجینی به حساب ما اضافه میشود.

مثال: فرض کنید ما 1،000 دلار در حساب خود داشته و اهرم حساب هم 1:100 هست. یعنی کارگزاری به ما 100 برابر پول مان را اعتبار معاملاتی میدهد. ما 0.01 لات یورو به دلار بخریم، اندازه 10 دلار از حساب ما مارجین برداشته می‌شود. به زبانی دیگر، مارجین مقداری است که به ازای هر معامله در حساب ما قفل شده و دیگر نمی‌توانیم معامله‌ای انجام دهیم. بنابراین با مفه وم مارجین چیست ک املا آشنا شدید.

اصطلاح مارجین در فارکس

Free Margin

مارجین آزاد به مارجین استفاده نشده در حساب ما گفته می‌شود. به عنوان مثال، ما یک حساب 1،000 دلاری با اهرم 1:100 داریم. 0.01 لات یورو به دلار خریداری میکنیم و 10 دلار مارجین می‌گیرد و 10 دلار نیز از مارجین آزاد ما کم می‌کند. حالا اگر ما چند تا معامله داشته باشیم و مارجین آزادی برایمان نمانده باشد، هنگامی که درخواست معامله جدید بدهیم، سیستم به شما خطا not enough money (کافی نبودن پول) را می‌دهد. بنابراین مارجین آزاد برای انجام معامله جدید لازم بوده و اگر مارجین آزاد ما به اندازه مارجین آزادی که برای خرید و یا فروش یک دارایی لازم هست نباشد، سیستم معامله را قبول نمیکند.

نحوه محسابه مارجین آزاد:

Equity + تعیین اندازه موجودی معاملاتی margin= free margin

اکویتی + مارجین= مارجین آزاد

یعنی اگر ما معامله‌ای داشته باشیم که در سود باشد به مارجین آزاد ما اضافه شده و می‌توانیم معاملات بیشتری انجام دهیم.

Margin Level

سطح مارجین و یا مارجین لول، از تقسیم equity بر margin به دست می‌آید و در صفحه معاملات شما نمایش داده می‌شود. به عنوان مثال ما اگر 1،000 دلار در حساب معاملاتی خود داشته و 0.2 لات یورو به دلار بخریم که تقریبا 200 دلار مارجین استفاده میکند. اگر در لحظه اول حساب ما در سود و ضرر خاصی نباشد و عدد اکویتی اندازه موجودی حساب (balance) باشد، مارجین لول ما میشود:

این عدد در صفحه معاملات کنار مارجین و… نمایش داده میشود. بیشترین استفاده سطح مارجین و یا مارجین لول در شناسایی margin call level و stop out level هست.

Margin Call Level

Margin call level: مارجین کال به معنی آن است که ضرر شما به حدی میرسد که دیگر نمیتوانید معامله جدید باز کنید و فقط تعیین اندازه موجودی معاملاتی میتوانید معاملات باز خود را ببندید. در این لحظه کارگزاری شما از طریق ایمیل و یا تماس تلفنی به شما اطلاع داده که اوضاع حساب شما خطرناک بوده و ممکن است پول خود را از دست بدهید. مارجین کال زمانی اتفاق می‌افتد که سطح مارجین (margin level) شما به حدی برسد که دیگر نتوانید معامله جدید باز کرده و اگر حساب خود را شارژ نکنید، ممکن است تمامی معاملات باز شما بسته شوند.

اصطلاحات بازار فارکس - مارجین کال

به آن مقدار از سطح مارجین (margin level) که شما کال مارجین میشوید و دیگر نمیتوانید معامله ای انجام دهید، سطح مارجین کال (margin call level) میگویند. در مثال قبلی ما 1،000 دلار داشتیم، 0.2 لات یورو به دلار خریدیم و مارجینی که استفاده شد، 200 دلار بود. حال فرض کنید یورو به دلار ریزش کند، در حدی که ما 800 دلار در ضرر باشیم و تنها 200 دلار در حسابمان باقی مانده باشد. یعنی در حقیقت سطح مارجین ما بشود 100%.

Equity / margin *100% = margin level

200/200 *100%= 100%
حال اگر سطح مارجین کال کارگزاری شما 100% باشد، شما دیگر نمی‌توانید معامله جدیدی باز کرده و کارگزاری به شما در خواست شارژ حسابتان را می‌دهد. زیرا اخطار مارجین کال دریافت کردید.

Stop Out Level

استاپ اوت یک اتفاق ناخوشایند برای تمامی معامله گران است. زیرا هنگامی که حساب ما به سطح استاپ اوت برسد، تمامی معاملات ما به صورت خودکار بسته شده و تنها اندکی از پول ما باقی می ماند.

حسابداری وحسابرسی

حسابرسی چیست؟اثبات وجود وکامل بودن دارایی ها

حسابرسی فرآیندی منسجم و با قاعده است که طی آن افراد با صلاحیت و مستقل با گردآوری و

ارزیابی بی طرفانه شواهد پشتوانه انواع ادعاهای مربوط به فعالیتها و وقایع اقتصادی نسبت به

میزان مطابقت ادعاها با معیارهای از پیش تعیین شده نظر حرفه ای ارائه می کنند.

یا حسابرسی فرایندی منظم و با قاعده جهت جمع آوری و ارزیابی بی طرفانه شواهد در باره ادعاهای مدیریت در ارتباط با فعالیت ها و وقایع اقتصادی. به منظور تعیین درجه انطباق این ادعاها یا اظهارات با معیارهای از پیش تعیین شده و گزارش نتایج به افراد ذ ینفع است.

این تعریف از حسابرسی به آن اندازه جامعیت دارد که در برگیرنده انواع مختلف حسابرسی برای موارد متنوع باشد اغلب واژه حسابرسی با عبارت توصیفی دیگری همراه است که نوع حسابرسی, موضوع حسابرسی و یا هر دو را مشخص می کند. برای نمونه ما اغلب با واژه های حسابرسی مالی,حسابرسی سیستم های اطلاعاتی,حسابرسی مدیریت ,حسابرسی عملیاتی ,حسابرسی جامع و حسابرسی رعایت بر می خوریم ,این واژه ها نماینده انواع مختلف حسابرسی است و تعریف حسابرسی که در بالا ارائه شد تمامی موارد را در بر می گیرد .

حسابرس و ادعاهای مدیریت

هر برنامه حسابرسی بدین منظور طراحی می شود که به هدفهای خاصی در ارتباط با اقلام عمده مندرج در صورتهای مالی مستقیما از ادعاهای منعکس در صورتهای مالی صاحبکار ناشی می شود . به عبارت دیگر اهداف برنامه های حسابرسی اثبات ادعاهای مدیریت در صورتهای مالی می باشد.

ادعاهای مدیریت:مندرجات صورتهای مالی ادعاهایی است که مدیریت صریحآ یا تلویحآ در صورتهای مالی اظهار می کند به طور کلی هر مجموعه صورتهای مالی حاوی پنج ادعای مدیریت به شرح زیر می باشد.

1- اثبات وجود(وقوع یا رخداد)

دارییها بدهیها و حقوق صاحبان سهام مندرج در صورتهای مالی وجود دارد معاملات ثبت شده در حسابها روی داده است. "وجود" داراییهایی همچون وجوه نقد,اوراق بهادار و موجودیهای مواد و کالا "از طریق مشاهده عینی" اثبات می شوند و داراییهایی که تحت کنترل اشخاص ثالث قرار دارند مانند موجودی نزد بانک , کالای امانی نزد دیگران و حسابهای دریافتنی "از طریق اخذ تآییدیه " اثبات می گردند.

اثبات وجود و مالکیت دارایی های ثابت

اگر چه مشاهده یک دارایی وجود آن را در محل مؤسسه اثبات می کند، اما برای اثبات مالکیت قانونی کفایت نمی کند.

برای اثبات مالکیت قانونی یک دارایی، حسابرس باید مدارک خرید دارایی شامل سند مالکیت ، فاکتور فروش و یا قرارداد مربوط به خرید وساخت آن را رسیدگی کند
اولین گام برای اثبات مانده حساب یک دارایی ، اثبات وجود آن دارایی است . و جود داراییهایی چون وجوه نقد ، اوراق بهادار و موجودیهای ******** معمولا" می تواند از طریق مشاهده عینی اثبات شود. هنگامی که داراییهای تحت کنترل اشخاص ثالث قراردارند ( مانند موجودی نزد بانک و کالای امانی نزد دیگران ) دریافت تاییدیه از مستقیم ازآن اشخاص می تواند روش مناسب باشد.

اثبات وجود موجودیهای جنسی به شرح زیر می باشد:

2- لیست انبارگردانی

3- تأییدیه کالای امانی و تأییدیه موجودی نزد دیگران و تأییدیه از انبار ، تأییدیه از مدیران

2- مالیکت(حقوق مالکانه و تعهدات)

هر دارایی یا هر بدهی مندرج در صورتهای مالی در تاریخ ترازنامه متعلق به واحد مورد رسیدگی یا در تعهد آن است. " مالکیت و تعهدات" از طریق بررسی و بازرسی اسناد و مدارک و مشاهده عینی آن اسناد اثبات می شوند. روشهایی که دارایی را اثبات می کنند معمولآ مالکیت داراییها را نیز تآیید می کنند مثل تآییدیه موجودی بانک,که وجوه نقد مالکیت شرکت نسبت به آن را مشخص می کند و اوراق بهادار (مشاهده) وجود مالکیت اوراق را اثبات می کند چرا که نام مالک روی اوراق درج شده است اما در برخی موارد نیز مانند مشاهده عینی دارایی های ثابت وجود آن دارایی ها را اثبات می کند و دلیلی بر اثبات مالکیت آن دارایی ها نمی باشد

3-کامل بودن(تمامیت)

روشهایی که وجود دارایی را اثبات می کند معمولا" مالکیت داراییها را نیز تایید می نماید ، برای مثال تاییدیه موجودی نزد بانک ، وجود وجوه نقد و مالکیت شرکت نسبت به آن را مشخص می کند . حسابرسان برای اثبات مالکیت صاحبکار بر اینگونه داراییها باید شواهد و مدارکی چون فاکتورهای خرید و اسناد مالکیت آنها را بازرسی کنند . تمام معاملات داراییها و بدهیها و حقوق صاحبان سهام که باید در صورتهای مالی ارائه می شد ثبت و منعکس شده است معامله یا رویدا جامانده یا از قلم افتاده وجود ندارد. "اثبات کامل بودن معاملات (یعنی ثبت در حسابهای شرکت و مربوط به همان سال) از طریق ردیابی معاملات , مشاهده , روشهای تحلیلی و اجرای آزمون میان بر (انقطاع زمانی معاملات) صورت می گیرد"مانند مشاهده عینی موجودیهایی که شمارش ندارند ولی جزو موجودی کالا منظور شده باشد ،پایین بودن نسبت سود ناخالص نسبت به سال قبل می تواند نشان دهنده عدم ثبت مقادیر موجودی کالا در دفاتر باشد افزون بر این حسابرسان جهت حصول اطمینان از کامل بودن به مقدار قابل ملاحظه ای بر آزمون های کنترل داخلی صاحبکار متکی می شوند.

اثبات مالکیت موجودیهای جنسی به شرح زیر می باشد:

1- فاکتورهای خرید

2- قراردادهای خرید

اثبات کامل بودن موجودیهای جنسی به شرح زیر می باشد:

1- کنترلهای داخلی مطلوب

2- مدارک حسابداری

3- اطلاعات مستقل خریدهای انجام شده طی سال توسط تدارکات

4-ارزشیابی و صحت محاسبات ریاضی مدارک

دارایی, بدهی ,حقوق صاحبان سهام ,طبق استانداردهای حسابداری ارزشیابی, محاسبه و ثبت شده است.

حسابرسان باید از ارزشیابی اقلام صورتهای مالی طبق استاندارد های حسابداری اطمینان حاصل نمایند . مانند شناسایی موجودی مواد و بهای تمام شده یا خالص ارزش فروش ,حسابهای دریافتنی به خالص ارزش بازیافتنی و داراییها به ارزش دفتری و.

مبلغ منعکس در صورتهای مالی بابت یک دارایی تقریبآهمیشه حاصل جمع مبالغ اقلام کوچکتری است. مثلا موجودی کالای منعکس در صورتهای مالی حاصل جمع هزاران کالای موجود در انبار است که حسابرس قبل از رسیدگی به هر یک از اقلام صورتهای مالی باید از ارزشیابی و حاصل جمع آنها اطمینان حاصل نماید.

5-نحوه ارائه و افشا

هر یک از اقلام مندرج در صورتهای مالی بر اساس استانداردهای حسابداری افشا طبقه بندی و ارائه شده و اطلاعات با اهمیت در صورتهای مالی به نحو مناسب افشا شده باشد. روشهای مورد استفاده جهت اطمینان از صحت طبقه بنی و کفایت افشا شامل بررسی رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه, بررسی جهت شناسایی معاملات اشخاص وابسته , بررسی صحت افشای اقلام بلند مدت, وجوه ممسدود شده, داراییهای گروه گذارده شده و غیره می باشد.

رابطه بین حسابداری و حسابرسی

حسابداری اساسا"فرآیندی مولد برای تهیه اطلاعات اقتصادی مفید است ولی حسابرسی عمدتا" منجر به تولید اطلاعات جدید اقتصادی نمی شود بلکه می تواند ارزش اطلاعات اقتصادی تهیه شده به وسیله فرآیند حسابداری (اطلاعات حسابداری ) را افزایش دهد.

نقش اعتباردهی

انواع خدمات اعتبار دهی:بررسی اجمالی صورتهای مالی ,اجرای روشهای توافق شده ,و رسیدگی به اطلاعات مالی آتی.میزان استفاده کنندگان به هر یک از انواع خدمات اعتبار دهی به دامنه اعتباری که حسابرسان ارائه می دهند بستگی دارد.

حسابرسی صورتهای مالی

حسابرسی همراه با گردآوری و ارزیابی شواهد به منظور ارائه یک اظهار نظر نسبت به ادعاهای مدیریت در ارائه صورتهای مالی در مطابقت با استانداردهای حسابداری است. اگر چه اظهار نظر حسابرسان بر مبنای شواهد گردآوری شده است ولی حسابرسان درستی یک ادعا را تضمین نمی کنند بلکه نسبت به منطقی بودن آن اطمینان معقول می دهند.

بررسی اجمالی صورت های مالی

بر عکس حسابرسی مستقل, بررسی صورتهای مالی اطمینان محدودی نسبت به قابلیت اتکاء گزارشهای مورد رسیدگی می دهد اینگونه خدمات متفاوت از حسابرسی است زیرا حسابرسان در آن نه روشهای تحقیقی لازم برای حسابرسی را انجام می دهند و نه درباره ی مطلوبیت صورتهای مالی نظر حسابرسی ارائه می دهند. بررسی شامل انجام روشهای بازرسی با دامنه ای به مراتب کمتر از حسابرسی است که به استفاده کنندگان اطمینان سلبی می دهد.

اجرای روشهای توافقی رسیدگی به اطلاعات مالی

گاه صاحبکاران از حسابرسان می خواهند که روشهای مورد نظر آنان را برای اظهار نظر اجرا نمایند در این حالت حسابرسان روشهای مورد توافق محدودی را به منظور اثبات عناصر صورتهای مالی به مرحله اجرا در می آورند. برای مثال صاحب یک مرکز تجاری از حسابرسان می خواهد که درآمد اجاره مرکز تجاری را تنها با مطابقت صورتهای مالی با اظهار نامه مالیاتی اثبات کنند. دلیل محدود کردن روشهای گردآوری شواهد حسابرسی معمولآ کاهش هزینه آن است. از آنجا تعیین اندازه موجودی معاملاتی کهنوع و ماهیت روشها را یک طرف خاص تعیین می کند استفاده از این گزارش نیز تنها به طرف خاص محدود می شود. از این رو گزارشهای مربوط به روشهای مورد توافق بر خلاف گزارشهای حسابرسی که در دسترس هر شخص ثالثی می تواند قرار گیرد گزارش با نشر محدود نیز می نامند.

رسیدگی به اطلاعات مالی آتی

طبق استانداردهای حسابرسی اطلاعات مالی آتی یعنی اطلاعات مالی که مبتنی بر مفروضات در باره ی رویدادهای آتی و اقدامات احتمالی تعیین اندازه موجودی معاملاتی صاحبکار است . این اطلاعات از لحاظ ماهیت بسیار ذهنی است و تهیه آن مستلزم اعمال قضاوتت قابل توجه است. اطلاعات مالی آتی می تواند شامل مجمو عه صورتهای مالی, یکی از صورتهای مالی یا یک یا چند عنصر صورتهای مالی باشد و ممکن است به عنوان مدیریتی درون سازمانی , برای ارائه به اشخاص ثالث در گزارش سالانه برای ارائه اطلاعات به سهامداران مراجع ذیصلاح قانونی و سایر اشخاص ذینفع باشد. به منظور افزایش اعتبار اطلاعات مالی آتی برای استفاده اشخاص ثالث یا هدفهای داخلی ممکن است از حسابرس درخواست شود اطلاعات مزبور را سیدگی و در مورد آن گزارش ارائه کند. اطلاعات مالی آتی به رویدادها و اقداماتی مربوط می شود که هنوز واقع نشده و ممکن است واقع نشود. گرچه ممکن است شواهدی به منظور پشتیبانی از مفروضات زیر بنای تهیه اطلاعات مالی آتی در دسترس باشد اما این گونه شواهد خود مربوط به آینده است و از این رو به دلیل ماهیت نظری با شواهد معمول قابل دسترس در حسابرسی اطلات مالی تارخی متفاوت است. بنابر این حسابرس نمی تواند در باره تحقیق نتایج نشان داده شده در اطلاعات مالی آتی اظهار نظر کند. به علاوه با در نظر گرفتن نوع شواهد در دسترس برای ارزیابی مفروضات زیر بنای تهیه اطلاعات مالی آتی , حسابرس ممکن است نتواند به گونه ای متقاعد شود که در باره عاری بودن مفروضات از تحریف با اهمیت نظر مثبت اظهار کند. بنابر این در این بخش حسابرس هنگام گزارشگری در باره معقول بودن مفروضات مدیریت تنها اطمینانی در سطح متوسط ارائه می کند. با این وجود اگر حسابرس به اندازه ی کافی متقاعد شده باشد از اظهار اطمینان مثبت درباره ی مفروضات منع نشده است.

به نام يگانه حسابدار حسابرس كه ترازنامه سند اندوخته هركس را بدون حساب سازي برايش تدوين مي كند. و مالياتي اضافه بر دارايي او و اندوخته هايش نخواهد بست و تلفيقي بدون محافظه كاري و رضايت طرفين صورت نخواهد داد.
هدف این وبلاگ:
بررسي مسائل حسابداری،حسابرسي ومالیاتی براي دانشجويان و كاربران محترم است

تعیین اندازه موجودی معاملاتی

کنترلهای داخلی انواع و ابزارهای دستیابی به ان ـ مراحل متوالی و منطقی حسابرسی عملیاتی

مدیران موسسات و سازمانها توجه وافری به سیستم های کنترل داخلی دارند.زیرا مدیران به خوبی میدانند در نبود یک سیستم کنترل داخلی اثر بخش ، تحقق رسالت اصلی شرکت،حفظ سودآوری وبه حداقل رساندن رویدادهای غیر منتظره بسیار مشکل است و وسیله ایست که موجب میشود، نسبت به ارقام وآمار حسابداری اطمینان بیشتری بیابند واعداد واطلاعات مذکور را مبنای تصمیمات خود قرار دهند وهمچنین آنان را مطمئن میسازد که سیستم و روشهای صحیح مالی واداری در داخل موسسه ایشان به طور کامل اجراء میشود.

مدیران موسسات و سازمانها توجه وافری به سیستم های کنترل داخلی دارند.زیرا مدیران به خوبی میدانند در نبود یک سیستم کنترل داخلی اثر بخش ، تحقق رسالت اصلی شرکت،حفظ سودآوری وبه حداقل رساندن رویدادهای غیر منتظره بسیار مشکل است و وسیله ایست که موجب میشود، نسبت به ارقام وآمار حسابداری اطمینان بیشتری بیابند واعداد واطلاعات مذکور را مبنای تصمیمات خود قرار دهند وهمچنین آنان را مطمئن میسازد که سیستم و روشهای صحیح مالی واداری در داخل موسسه ایشان به طور کامل اجراء میشود.

کنترل داخلی از نظر حسابرسان مستقل نیز حائز اهمیت بسیاری میباشد.زیرا حدود،نوع واجرای کنترلهای داخلی بیش از هر موضوع دیگر،در تعیین روشهای حسابرسی وحجم رسیدگیهای حسابرس موثر میباشد و حسابرس مستقل پس از بررسی چگونگی کنترل داخلی تعیین اندازه موجودی معاملاتی میتواند نسبت به گستردگی رسیدگی ها جهت اظهار نظر نسبت به گزارشهای مالی تصمیم لازم را اتخاذ نماید.

کنترل داخلی نمی تواند موفقیت یک واحد اقتصادی یا حتّی تداوم حیات آن را تضمین کند .

حتی اثر بخش ترین سیستم کنترل داخلی ،تنها میتواند به واحد اقتصادی کمک کند تا به اهداف تجاری اساسی دست یابد.کنترل داخلی اثربخش میتواند مدیریت را به اطلاعاتی دربارة پیشرفت یا عدم پیشرفت در راستای تحقق اهداف مجهز کند ، امّا نمی تواند رویدادها یا پدیده های غیر قابل کنترل مانند سیاستها یا برنامه های دولت ، اقدامات رقبا یا شرایط اقتصادی را تغییر دهد . ولی

برای دستیابی به اکثر اهداف مهم ، به کار گیری کنترلهای داخلی گریز ناپذیر است .به همین جهت ،تقاضا برای سیستمهای بهتر و برتر کنترل داخلی و گزارش عملکرد آنها دائماً رو به افزایش است.با دقت نظر بیشتر میتوان دریافت که کنترل داخلی ابزاری مفید برای حل مشکلات بالقوه است. کنترل های داخلی تنها به حسابداری وامور مالی محدود نمی شود بلکه تمام واحد تجاری و فعالیت های آن را شامل میشود.

● کنترل های داخلی

برداشت افراد از اصطلاح کنترل داخلی متفاوت است .این امر سردرگمی بازرگانان،قانون گذاران،تدوین کنندگان مقررات و دیگران را به دنبال دارد.این برداشتهای ناهمگون وانتظارات متفاوت ،مشکلاتی را برای واحدهای اقتصادی به بار می آورد.چنانچه در قوانین ،مقررات یا دستورالعملها واژه کنترل داخلی به کار رود بی آنکه تعریفی صریح و روشن از آن آورده شود آنگاه بر دامنه مشکلات افزوده میشود .

کنترل داخلی به صورت زیر تعریف میشود :

کنترل داخلی فرآیندی است که به منظور کسب اطمینان معقول(نسبی) از تحقق اهدافی که در پنچ گروه به شرح زیر دسته بندی می شوند،توسط هیئت مدیره ،مدیریت و سایر کارکنان یک واحد اقتصادی برقرار می شود:

ـ اثربخشی و کارآیی عملیات

ـ قابلیت اعتماد گزارشدهی مالی

ـ رعایت قوانین و مقررات مربوط

ـ تشویق کارکنان به رعایت رویه های واحد تجاری و سنجش میزان رعایت رویه ها

ـ حفاظت داراییها در برابر ضایع شدن ،سوء استفاده و تقلب

این تعریف مفاهیم ذیل را به همراه دارد :

ـ کنترل داخلی یک فرآیند است . کنترل داخلی ،خود هدف و غایت نیست بلکه ابزاری برای دستیابی به اهداف است .

ـ کنترل داخلی به دست کارکنان واحد اقتصادی طراحی و اجراء میشود . کنترل داخلی فقط آمیزه ای بی روح از فرمها و دستورالعملها نیست ،بلکه مشارکت تمامی کارکنان واحد اقتصادی را می طلبد .

ـ از کنترل داخلی تنها انتظار می رود که برای مدیریت و هیئت مدیره واحد اقتصادی ،اطمینانی معقول فراهم آورد نه اطمینانی مطلق .

• هدف کنترل داخلی ،دست یافتن به اهداف است؛اهدافی که در یک یا چند گروه متمایز و در عین حال مشترک الوجه قرار می گیرند .

این تعریف (از کنترل داخلی )به دلیل اینکه به زیر مجموعه های کنترل داخلی نیز توجه دارد، کلّی و فراگیر است .برای مثال ،در صورت تمایل میتوان جداگانه برکنترلهای حاکم بر گزارشدهی مالی یا کنترلهای حاکم بر رعایت قوانین و مقررّات ،تمرکز کرد.

با استناد به این تعریف می توان اثر بخشی کنترل داخلی را به صورت زیر تعریف کرد :

کنترل داخلی در صورتی اثربخش تلقی می شود که هیئت مدیره و مدیریت از موارد زیر اطمینان معقول داشته باشند:

ـ آگاهی از میزان دستیابی به اهداف عملیاتی واحد اقتصادی

ـ تهیه صورتهای مالی قابل اعتماد

ـ رعایت قوانین و مقررّات مربوط

هرچند کنترل داخلی یک فرآیند است ،امّا اثربخشی آن ،وضعیتی از این فرآیند در یک مقطع یا مقاطعی از زمان است .

به طور خلاصه ، ساختار کنترل های داخلی شامل کلیه اقداماتی است که به عمل می آید تا مدیریت اطمینان یابد هرچیزی به گونه ای که باید ، عمل میکند .

انواع کنترل های داخلی

کنترل هایی هستند که برصورتهای مالی تاثیری ندارند یا تاثیر اندکی دارندوبه طور مستقیم مورد توجه حسابرسان مستقل قرار نمی گیرند . این کنترلها به منظور دستیابی به اهدافی چون کارآیی وسودمندی عملیات ورعایت رویه های موردنظر مدیریت در تمام قسمتها و دوایر واحد تجاری استقرار می یابند.

▪ کنترل های داخلی حسابداری (مالی)

کنترل هایی هستند که مستقیماً برقابلیت اتکای مدارک حسابداری و صورتهای مالی اثر دارندوبه منظور دستیابی به اهدافی چون حفاظت داراییها ، قابلیت اتکای مدارک حسابداری وتهیه صورتهای مالی قابل اطمینان استقرار می یابند .

▪ انواع کنترل های داخلی حسابداری (مالی)

۱ ) کنترل پایه(اولیه ) : حداقل کنترل های داخلی لازم جهت اطمینان از ثبت صحیح و کامل فعالیت های واحد تجاری مانند: مشاهده عینی دارائیهای ثابت ، بررسی اجمالی گردش حساب به منظور تعیین اقلام غیر عادی ، تهیه و تنظیم صورت مغایرت بانکی یا رفع مغایرت ، تهیه و تنظیم تراز آزمایشی

۲ ) کنترل های انظباطی(ثانویه) : کنترل هایی که جهت اطمینان از حسن اجرای کنترل های داخلی پایه و حفاظت از اموال و داراییهای واحد تجاری صورت می گیرد.

کنترل های انظباطی در شرکتهایی مستقر می گردند که حجم فعالیت آنها گسترده می باشد.

کنترل های انظباطی خود به سه دسته زیرتقسیم می شوند : الف)کنترل های سرپرستی : به منظور حصول اطمینان از حسن اجرای کنتر لهای پایه صورت میگیرد .

ب)کنترل های حفاظتی : به منظور استفاده صحیح از داراییها و حفاظت از آنها به کار گرفته میشود تا از وارد آمدن خسارت یا سوء استفاده از آنها جلوگیری شود .

ج)کنترل های تفکیک وظایف : تفکیک وظایف و مسئولیتها بین کارکنان به نحوی که هیچ فردی مسئولیت انجام و ثبت یک معامله را از ابتدا تا انتها به عهده نداشته باشد .به طور کلی ،کنترل و نظارت هرفرد(قسمت)توسط فرد(قسمت) دیگر .

● ابزارهای دستیابی به کنترل های داخلی

از آنجائیکه عملیات هر واحد تجاری متفاوت از واحدهای تجاری دیگر است،لذا استقرارکنترل های داخلی یکسان برای کلیه واحدهای تجاری مقدور نمی باشد.استقرار کنترل های خاص در هر سیستم به عواملی چون اندازه،نوع عملیات و هدف های سازمانی که سیستم برای آن طراحی شده است،بستگی دارد.

عواملی که برای یک سیستم کنترل داخلی رضایتبخش در هر سازمان ضروری است عبارتند از:

۲ )سیستم تعیین اندازه موجودی معاملاتی حسابداری

۳ ) روش های کنترلی

میط کنترلی از مجموعه عواملی که برای دستیابی به سیاستها واجرای روشهای شرکت طراحی می شود تشکیل یافته و منعکس کننده نگرش کلی مدیریت واحد تجاری ومالکان آن درباره استقرار سیستم کنترل داخلی و اهمیت آن برای واحد تجاری است.عوامل خارجی،مانند قوانین و مقررات لازم الاجراء بخشی از محیط کنترلی شرکت است .

عوامل داخلی عمدتاً عبارتند از :

ـ طرز تفکر مدیریت و نحوه اجرای آن

ـ روشهای مدیریت نیروی انسانی

ـ طرح و ساختار سازمانی

ـ سیستم پیش بینی های مالی و بودجه

ـ کمیته حسابرسی

ـ حسابرسی داخلی

کار حسابرسان داخلی ، بررسی و ارزیابی سیستم کنترل های داخلی و کارآیی هر یک از بخشهای و دوایر واحد تجاری در انجام دادن امور و وظایف محوله می باشد.حسابرسان داخلی یافته های خود را از عدم کارآیی کنتر لهای داخلی همراه با پیشنهادهای اصلاحی به منظور بهبود عملکرد واحد تجاری و اعمال کنترل های داخلی به مدیریت ارشد ارائه می دهند . حسابرسان داخلی به طور کلی وظایف تعیین شده در طرح سازمانی به دوایر و واحدها را از بابت موثر انجام شدن ویا عدم انجام امور محوله ، بررسی می کنند

۲ ) سیستم حسابداری

سیستم حسابداری شامل روشها و سوابقی است که به منظور شناسایی،گردآوری،تجزیه و تحلیل،طبقه بندی،ثبت و گزارش معاملات یک واحد اقتصادی و پاسخگویی در قبال داراییها و بدهیهای آن ایجاد می شود .یک سیستم حسابداری کارا به گونه ای طراحی می شود که :

ـ کلیه معاملات معتبر را تعیین و ثبت کند.

ـ معاملات را به منظور طبقه بندی مناسب برای گزارشگری مالی به موقع و با جزییات کافی تعریف نماید.

ـ ارزش معاملات را به گونه ای اندازه گیری کند که ثبت ارزش پولی مناسب آن را در صورتهای مالی ،امکان پذیر سازد.

ـ دوره زمانی وقوع معاملات را تعیین کند تا بتوان معاملات را در دوره حسابداری مناسب ثبت نمود.

ـ معاملات و موارد افشای مربوط را به درستی در صورتهای مالی نشان دهد.

۳ ) روش های کنترلی

عبارتند از سیاستها و رویه هایی که مدیریت علاوه برمحیط کنترلی و سیستم حسابداری برقرار میکند تا به هدفهای خاص سازمانی دست یابد . روشهای کنترلی اهداف مختلفی دارد و در سطوح مختلف سازمانی و داده پردازی به کار می رود. همچنین می توان این روشها را در اجزای خاصی از محیط کنترلی و سیستم حسابداری تعبیه کرد.به طور کلی روشهایی که مربوط به موارد زیر است،به عنوان روشهای کنترلی طبقه بندی می شود :

ـ تقسیم وظایف به صورتی که هیچ کس نتواند در حین انجام وظایف عادی خود مرتکب اشتباه یا تخلف بشود وآن را پنهان سازد. گماشتن افراد مختلف برای مسئولیتهایی مانند تایید معاملات،ثبت معاملات و نگهداری و حفاظت از داراییها از جمله چنین روشهایی است.

ـ طراحی و به کارگیری مستندات و سوابق کافی به منظور حصول اطمینان از ثبت مناسب معاملات و رویدادها ،مانند استفاده از اسناد حمل پیش شماره گذاری شده ارسال کالا.

ـ ایجاد کنترلهای حفاظتی کافی در مورد امکان دستیابی به برنامه های تعیین اندازه موجودی معاملاتی رایانه ای و پرونده های اطلاعاتی ، و

ـ کنترلهای مستقل در مورد عملکرد و ارزیابی مناسب ثبت شده مانند کنترلهای دفتری،صورتهای تطبیق،مقایسه داراییها با حسابهای ثبت شده ،کنترل های اعمال شده به وسیله برنامه های رایانه ای ،بررسی گزارشهای مربوط به خلاصه جزییات مانده حسابها توسط مدیریت (مانند یک تراز آزمایشی از مانده های قبلی حسابهای دریافتنی)، وبررسی گزارشهای تهیه شده رایانه ای توسط کاربر.

▪ قابلیتهای کنترل داخلی

واحدهای اقتصادی به کمک کنترل داخلی می توانند به اهداف عملیاتی و سودآوری خود دست یابند و از اتلاف منابع اقتصادی جلوگیری کنند . به کمک کنترل داخلی از قابلیت اعتماد گزارشدهی مالی و رعایت دقیق قوانین و مقررات (که از آسیب دیدن شهرت و آوازه یک واحد اقتصادی و سایر پیامدها جلوگیری میکند)اطمینان حاصل می شود . در مجموع واحدهای اقتصادی،به کمک کنترل داخلی می توانند به مقاصد و خواسته های خود دست یابند ودر طول راه، از خطرات و رویدادهای غیر منتظره دوری کنند .

▪ محدودیتهای ذاتی کنترل داخلی

متاسفانه ، عدهّ ای از کنترل داخلی توقعات غیر واقع بینانه و خارق العاده دارند. آنها به دنبال مطلقها هستند ولی کنترل داخلی به دلیل محدودیت های ذاتی که دارد نمی تواند شواهدی قطعی مبنی بر دستیابی به هدفها را ، برای مدیریت فراهم کند . نمونه هایی از این محدودیتها عبارتند از:

۱) احتمال نارسا شدن یکی از روشهای کنترل داخلی به دلیل تغییرات ایجاد شده در شرایط و کاهش میزان رعایت آن .

۲) احتمال نادیده گرفتن کنترل های داخلی از طرف مدیران یا کارکنان

۳) اشتباهات بالقوه انسانی ناشی از بی دقتی ،حواس پرتی،خطای قضاوتی وتفسیر نادرست از دستورالعملها .

۴) اغلب کنترل های داخلی درباره معاملات و رویدادهای روزمره ونه غیر متعارف برقرار می شوند .

۵) مخارج استقرار هر یک از روشهای کنترل داخلی نباید بیشتر از منافع مورد انتظار آن روش باشد .

۶) دادن اطمینانی معقول و نه مطلق ، در خصوص تحقق اهداف واحد اقتصادی

هدف اصلی حسابرسی مستقل اظهار نظر در این مورد است که صورتهای مالی به درستی تنظیم شده است و وضعیت سازمان را به نحوی مطلوب نشان میدهد و دارای اشتباه و تحریف با اهمیت نیست .

اهمیت ارزیابی موجودی چیست

ارزیابی موجودی کالا مبلغ پولی مرتبط با کالاهای موجودی کالا در پایان یک دوره حسابداری است. ارزیابی براساس هزینه های انجام شده برای تهیه موجودی کالا و آماده سازی آن برای فروش انجام می شود.
موجودی بزرگترین دارایی فعلی یک شرکت است. ارزیابی موجودی کالا به شما امکان می دهد هزینه کالاهای فروخته شده و در نهایت سودآوری خود را ارزیابی کنید.

اهداف ارزیابی موجودی چیست؟

موجودی کالا به کالاهایی گفته می شود که برای فروش خریداری شده یا کالاهای فروخته نشده است یا کالا هایی که در دست ساخت قرار دارند، شامل مواد اولیه، کالاهای نیمه تمام و نهایی است. ارزیابی موجودی کالا در پایان هر سال مالی برای محاسبه بهای تمام شده کالای فروخته شده و بهای تمام شده موجودی فروخته نشده انجام می شود.
این مهم است زیرا مازاد یا کمبود موجودی بر تولید و سودآوری یک کسب و کار تأثیر می گذارد.

تعیین درآمد کل

از موجودی برای یافتن سود ناخالص استفاده می شود. برای تعیین سود ناخالص یا سود معاملاتی، هزینه کالاهای فروخته شده با درآمد دوره حسابداری مطابقت دارد.

هزینه کالاهای فروخته شده = افتتاحیه سهام + خریدها - سهام در حال بسته شدن

معادله فوق نشان می دهد که مقدار موجودی کالا بر هزینه و در نتیجه سود ناخالص تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، اگر سهام بسته شده بیش از حد ارزش گذاری شود، سود سال جاری را به صورت تورم افزایش داده و سود سالهای بعدی را کاهش می دهد.

موقعیت مالی را ارزیابی کنید

سهام بسته شده به عنوان دارایی جاری نشان داده می شود. ارزش سهام بسته شده در ترازنامه وضعیت مالی شرکت را تعیین می کند. ارزش بیش از حد یا کم ارزش شدن می تواند تصویری گمراه کننده از وضعیت سرمایه در گردش و وضعیت کلی مالی ارائه دهد.

موجودی چگونه ارزیابی می شود

روش ارزیابی ارزش موجودی کالا به نحوه ردیابی سهام توسط تجارت در طول زمان بستگی دارد. یک تجارت باید موجودی کالا را به قیمت تمام شده ارزیابی کند. از آنجا که موجودی کالا به طور مداوم فروخته می شود و دوباره بارگیری می شود و قیمت آن به طور مداوم در حال تغییر است، تجارت باید فرض کند که هزینه آن به طور مکرر استفاده می شود.

چهار روش پذیرش شده برای ارزیابی موجودی وجود دارد.

شناسایی خاص

First-In، First-Out (FIFO)

Last-In، First-Out (LIFO)

میانگین هزینه وزنی

شناسایی مشخص

طبق این روش، هر کالای موجودی شما از زمان ذخیره سازی تا زمان فروش ردیابی می شود. این ماده معمولاً برای وسایل بزرگی استفاده می شود که به راحتی قابل شناسایی هستند و دارای ویژگی ها و هزینه های کاملاً متفاوتی در ارتباط با این ویژگی ها هستند.
نیاز اصلی این روش این است که شما باید بتوانید هر مورد را به صورت جداگانه با تاریخ رسید مهر شده یا شماره سریال ردیابی کنید.
در حالی که این روش درجه بالایی از دقت را در ارزیابی موجودی کالا ایجاد می کند، اما فقط به ارزیابی موارد نادر و با ارزش بالا محدود می شود که چنین تمایزی برای آنها لازم است.

FIRST-IN، FIRST-OUT (FIFO)

این روش بر این فرض استوار است که اولین موجودی خریداری شده اولین کالایی است که به فروش می رسد. دارایی های موجود در موجودی با دارایی هایی که اخیراً خریداری یا تولید شده اند مطابقت دارد.
این روش یکی از متداول ترین روش های ارزیابی موجودی است که توسط مشاغل مورد استفاده قرار می گیرد زیرا درک آن ساده و آسان است. در طول تورم، روش FIFO ارزش بالاتری از موجودی پایان یافته، هزینه پایین کالاهای فروخته شده و سود ناخالص بالاتر را به همراه دارد.
متأسفانه، در صورت افزایش سریع قیمت ها، مدل FIFO نمیتواند تصویری دقیق از هزینه ها ارائه دهد. همچنین، بر خلاف روش LIFO، هیچ مزیت مالیاتی ندارد.

LAST-IN، FIRST-OUT (LIFO)

طبق این روش ارزیابی موجودی، فرض این است که موجودی جدیدتر ابتدا به فروش می رسد در حالی که موجودی قدیمی تر در انبار باقی می ماند. این روش به سختی توسط مشاغل مورد استفاده قرار می گیرد زیرا موجودی های قدیمی کمتر به فروش می رسند و به تدریج ارزش خود را از دست می دهند. این منجر به ضرر قابل توجه کسب و کار می شود.
تنها دلیل استفاده از LIFO زمانی است که مشاغل انتظار دارند هزینه موجودی کالا با گذشت زمان افزایش یابد و منجر به تورم قیمت شود. با انتقال موجودی کالاهای پرهزینه به قیمت تمام شده کالاهای فروخته شده، می توان سطح سود گزارش شده را کاهش داد. این اجازه می دهد تا مشاغل مالیات کمتری بپردازند.

هزینه متوسط ​​وزن دار

در روش متوسط ​​هزینه وزنی، از میانگین موزون برای تعیین مبلغی که به بهای تمام شده کالاهای فروخته شده و موجودی کالا می رود استفاده می شود. میانگین هزینه وزنی برای هر واحد به شرح زیر محاسبه می شود:

میانگین میانگین وزنی در واحد = کل هزینه کالاها در موجودی / کل واحدهای موجودی

این روش معمولاً برای تعیین هزینه واحدهایی که از یکدیگر قابل تشخیص نیستند مورد استفاده قرار می گیرد و پیگیری هزینه های فردی دشوار است.

کدام روش ارزیابی موجودی بهترین است

انتخاب روش درست ارزیابی موجودی از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا تأثیر مستقیمی بر حاشیه سود کسب و کار دارد. انتخاب شما می تواند منجر به اختلاف فاحشی در قیمت تمام شده کالاهای فروخته شده، درآمد خالص و پایان موجودی کالا شود.

هر روش مزایا و معایبی دارد. به عنوان مثال، روش LIFO کمترین سود را برای شما به ارمغان می آورد زیرا آخرین کالاهای موجودی که خریداری می شوند معمولاً گران ترین هستند در حالی که FIFO بیشترین سود را به شما می دهد زیرا اولین کالاهای موجود معمولاً ارزان ترین هستند.
برای ارزیابی روشی که برای شما بهترین است، باید به تغییر در هزینه های موجودی توجه کنید.
اگر هزینه موجودی کالا در حال افزایش است یا احتمالاً افزایش می یابد، ممکن است هزینه گذاری LIFO بهتر باشد. از آنجا که اقلام با هزینه بالاتر فروخته شده در نظر گرفته می شوند، منجر به هزینه بیشتر و سود کمتر می شود.

در صورت کاهش هزینه های موجودی شما، FIFO ممکن است بهترین گزینه برای شما باشد.
برای هزینه دقیق تر، از روش ارزیابی موجودی FIFO استفاده کنید زیرا فرض می کند اقلام قدیمی که هزینه کمتری دارند، کالاهایی هستند که در ابتدا فروخته می شوند.
شما به عنوان یک صاحب شرکت یا یک حسابدار، باید هر روش را تجزیه و تحلیل کنید و روشی را که منعکس کننده درآمد دوره ای است و متناسب با وضعیت کسب و کار خاص شما است، اعمال کنید.

منظور از استراتژی معاملاتی خرید و نگهداری سهام چیست؟

یک استراتژی معاملاتی خرید و نگهداری است که در آن سرمایه‌گذار به خرید و نگهداری سهام در دراز مدت می‌پردازد. به عبارت دیگر، با استفاده از این روش بیشتر از آنکه بخواهید براساس روند حرکت قیمت سهام معامله کنید، مانع از فراز و نشیب موجودی سرمایه خود می‌شوید.

معرفی استراتژی معاملاتی خرید و نگهداری سهام

استراتژی معاملاتی خرید و نگهداری زمانی بکار می‌رود که اوراق بهادار برای مدت طولانی نگهداری شوند. با بکارگیری این استراتژی، ممکن است به این باور برسید که بازده بلندمدت می‌تواند ارزش نوسان کوتاه مدت رایج در سرمایه‌گذاری سهام را داشته باشد.

این نوع استراتژی معاملاتی خرید و نگهداری با زمان‌بندی مطلق بازار در تضاد است. چرا که در زمانبندی مطلق بازار، شما سعی در خرید سهام با قیمت پایین و فروش آن با قیمت بالا خواهید داشت.

خرید و نگه داشتن سهام یک سبک سرمایه‌گذاری منفعل یا غیرفعال محسوب می‌شود. به بیان ساده‌تر، کسانی که این استراتژی را در پیش می‌گیرند، احساس می‌کنند که مسأله \”زمان در بازار\” مهمتر از \”زمان‌بندی بازار\” است. زمانبندی کامل بازار کار آسانی نیست، در حالی که نگه داشتن سهام کار راحتی است.

نحوه عملکرد استراتژی خرید و نگهداری سهام

نحوه عملکرد استراتژی خرید و نگهداری سهام بسیار ساده است. در این روش شما به سادگی اقدام به انتخاب سهام می‌کنید، آن را خریداری کرده و سال‌ها آن را نگه می‌دارید. یا شاید حتی برای چندین دهه آن را نگه دارید.

این روش اغلب یک استراتژی خرید و فروش بلند مدت به شمار می‌رود. اما تعیین میزان دقیق این زمان، بستگی به دلیل سرمایه‌گذاری شما دارد. برای مثال، در صورتی که علت سرمایه‌گذاری شما، بازنشستگی و نگهداری آن باشد، ممکن است چندین دهه سهام مورد نظر خود را داشته باشید تا وقتی که تصمیم به بازنشستگی بگیرید.

سرمایه‌گذاری منفعل از طریق خرید و نگهداری سهام، متناسب با فرضیه بازار کارآمد است. براساس این فرضیه، تمام اطلاعات شناخته شده در مورد اوراق بهادار سرمایه‌گذاری (سهام و مواردی از این تعیین اندازه موجودی معاملاتی تعیین اندازه موجودی معاملاتی قبیل) در حال حاضر در قیمت لحاظ شده است.

این فرضیه مخالف سرمایه‌گذاری فعال بوده، که مستلزم بکارگیری مهارت، دانش و تحقیق جهت تلاش برای \”غلبه بر بازار\” است. بر این اساس، یک سرمایه‌گذار فعال نمی‌تواند مؤثرتر از یک سرمایه‌گذار خرید و نگهداری سهام عمل کند.

این استراتژی معاملاتی مطابق با سرمایه‌گذاری مبتنی بر ارزش می‌باشد. سرمایه‌گذاران مبتنی بر ارزش اغلب از یک روش تحلیل بنیادی بهره می‌گیرند. آن‌ها سعی می‌کنند به دنبال سهام شرکت‌هایی باشند که به نظرشان قیمت آن‌ها در مقایسه با ارزش فاندامنتال شرکت پایین است.

سپس با یافتن یکی از این سهام، آن را خریداری کرده و نگه می‌دارند تا اینکه مواردی در آن با تغییر مواجه شود، مثلاً یا قیمت سهام آنقدر بالا می‌رود که با ارزش‌تر از شرکت می‌شود، یا تغییر در مدل کسب و کار شرکت به گونه‌ای است که ارزش آن را کاهش می‌دهد.

معرفی مزایا و معایب استراتژی معاملاتی خرید و نگهداری سهام

مزایا
• صرفه‌جویی در هزینه
• کاهش ریسک
• سادگی

معایب
• ریسک قیمت
• ریسک اساسی
• عدم انعطاف‌پذیری

شرح جوانب مثبت استراتژی خرید و نگهداری سهام

صرفه‌جویی در هزینه: یکی از بحث‌های مهم و کلیدی در استراتژی خرید و نگهداری سهام این است که نگهداری برای دوره‌های طولانی‌تر نیازمند معاملات کمتری نسبت به سایر استراتژی‌ها است. در نتیجه این مسأله هزینه‌های معاملاتی را به حداقل می‌رساند. و سبب افزایش بازده خالص کلی سبد سهام یا پورتفولیو می‌گردد.

کاهش ریسک: رویکرد سرمایه‌گذاری منفعل سبب کاهش میزان ریسک می‌گردد. این در واقع ریسکی است که یک شخص با مدیریت فعال پرتفوی خود انجام می‌دهد. به عبارت دیگر، ریسک خطای انسانی با داشتن یک استراتژی منفعلانه، کاهش می‌یابد.

سادگی: خرید و نگهداری سهام کار ساده‌ای است و به خوبی با سایر استراتژی‌های ساده ترکیب می‌شود. در صورت ایجاد یک سبد سهام با استفاده از این استراتژی‌ها، دیگر نیازی به انتخاب گزینه‌های زیاد و تحقیق بیشتر ندارید. این رویکرد تا حد زیادی به صورت خودکار باعث صرفه‌جویی در وقت شما و همچنین سرمایه‌گذاری آسان‌تر می‌گردد.

شرح جوانب منفی استراتژی خرید و نگهداری سهام

ریسک قیمت: قیمت سهام بالا و پایین می‌رود و هرگز تضمینی در مورد زمان بازگشت قیمت به یک قیمت مشخص وجود ندارد. در صورت خرید و نگهداری سهم مورد نظر، ممکن است به اندازه سایر سرمایه‌گذاران به میزان قیمت آن فکر نکنید. همین مسأله می‌تواند شما را در برابر خرید سهام، هنگام‌گران بودن و فروش آن در زمان ارزان بودن آسیب پذیرتر کند.

ریسک اساسی: ریسک اساسی برای اکثر سرمایه‌گذاری‌ها و مخصوصاً سرمایه‌گذاری سهام اعمال می‌شود. یعنی اینکه هیچ تضمینی مبنی بر اینکه پول شما در صورت نیاز به دستتان برسد، وجود ندارد. ممکن است قیمت سهام پس از سرمایه‌گذاری در یک شرکت، بدون هیچگونه بهبود یا بازیابی کاهش یابد. در صورت وقوع چنین اتفاقی، سرمایه‌گذاری اولیه شما از دست خواهد رفت. این مسأله نیز به عنوان ریسک \”اساسی\” شما شناخته می‌شود.

عدم انعطاف‌پذیری: در یک استراتژی معاملاتی خرید و نگهداری سهام، بدون توجه به نوسانات بازار، همواره، سهام خریداری شده و نگهداری می‌گردد. در برخی موارد، این امر می‌تواند ضرر و زیان را در پی داشته باشد. برای مثال، رکود بزرگ با بازار خرسی همراه بود. در این دوران ناپایدار بازار سهام، معامله‌گران فعال درآمد خیلی بیشتری نسبت به کسانی که خرید و نگهداری سهام را در پیش گرفتند، بدست آوردند.

بهترین استراتژی معاملاتی روزانه سهام با فیلتر و اندیکاتور …..دانلود کنید: سیگنال خرید

سخن آخر در باب استراتژی خرید و نگهداری سهام

استراتژی معاملاتی خرید و نگهداری سهام نوعی سرمایه‌گذاری غیرفعال یا منفعل محسوب می‌شود که در آن شخصی به خریداری اوراق بهادار پرداخته و قصد نگهداری آن را برای سال‌ها – حتی دهه‌ها – می‌کند.
ایده اصلی این استراتژی معاملاتی این است که بهتر است به جای تلاش جهت تعیین زمان بازار، از هرگونه آشفتگی و تلاطم خودداری کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.