تفاوت سرمایه گذاری با سفته بازی


عضو شويد

انگیزه مدیران در نگهداشت وجه نقد در سازمان

نقدینه‌ای است که به منظور تأمین مخارج ضروری و مقابله با حوادث غیرمترقبه و انتظارات غیرقابل پیش‌بینی نگاهداری می‌شود. این انگیزه یکی از دلایل نگاهداری نقدینه است. برای مقابله با هزینه های پیشبینی نشده و حوادث غیرمترقبه افراد مقداری پول نزد خود نگه میدارند این انگیزه به درجه نااطمینانی اقتصاد و درجه احتیاط افراد بستگی دارد و از نظر کینز مهمترین متغیری که آن را تحت تأثیر قرار میدهد درآمد است. این انگیزه نیز تابع مستقیمی از سطح درآمد است(فخاری و تقوی،1388).

انگیزه سفته بازی:

. کلاسیکها معتقد بودند که افراد پول را تنها برای انگیزه های معاملاتی و احتیاطی تقاض می نمایند. لیکن کینر بر این اعتقاد است که افراد علاوه بر دو هدف فوق برای انگیزه سومی نیز پول نزد خود نگهداری می نمایند که همان انگیزه سفته بازی می باشد. منظور از تقاضای سفته بازی پول این است که پول با هدف و امید انجام معاملات سودآور و بهره برداری از فرصتهایی که پیش می آید, نگهداری شود. از آنجائیکه نگهداری چول در شکل ساده آن مشمول هزینه فرصت بوده و باعث از دست رفتن سود ناشی از سرمایه گذاری در اوراق بهادار یا حسابهای سپرده سرمایه گذاری می گردد. بنابراین این قسم از تقاضای پول با نرخ بهره رابطه معکوس داشته و با بالارفتن نرخ بهره و یا به عبارت دیگر هزینه نگهداری پول, تقاضای سفته بازی پول کاهش می یابد و بالعکس.

خرید و فروش سندهای تجارتی و ورقهای بهادار بقصد استفاده زیاد. بکار بردن وسایلی که دارندگان سندها را فریب دهد که ارزانتر از قیمت حقیقی بفروشند. سفته بازی, قبول ریسک به امید کسب سود است, ریسکی که به معنای پذیرش بالاتر از متوسط زیان است. سفته بازی که توسط حرفه ای های بازارانجام میشود, در بلند مدت سودآور است چون آنها به روش های مختلف و از جمله با خرید”اختیار معاملات” و “قراردادهای آتی” و بسیاری روش های دیگر , زیان احتمالی خود را پوشش میدهند./تفاوت” سرمایه گذاری” و “سفته بازی” به ریسک برمیگردد. سفته باز ریسک بالاتر از ریسک متوسط “سرمایه گذاری” را می پذیرد./ سفته بازی/. خریدیک دارائی قابل فروش, با این امید که سود سریعی از افزایش در قیمت آن دارایی حاصل شود و انتظار میرود که این سود درظرف چند روز یا چند هفته و حتی گاهی چند ماه اتفاق افتد./ کسانیکه به عمل سفته بازی میپردازند پرهیز دارند از این که فعالیت آنان سفته بازی نامیده شود زیرا مفهوم این کلمه را نمی پسنددند (فخاری و تقوی،1388).

هر شرکت به‌طور روزمره پرداخت‌ها و دریافت‌هایی دارد و معاملاتی انجام می‌دهد. این معاملات دلایلی دارد که شرکت را ناچار به نگهداری وجوه نقد می‌کند تا بتواند نسبت به پرداخت هزینه فعالیت‌های جاری خود اقدام کند. این نیازها، نیازهای معاملاتی است که از طبیعت معامله ناشی می‌شود. نوع فعالیت در مؤسسه‌ای مانند یک سوپرمارکت، مستلزم داشتن مقدار زیادی نقدینگی است. در مقابل، فعالیت‌هایی که در ارتباط دایمی با مردم نیست، ایجاب نمی‌کند که سطح نقدینه و درصد آن به کل دارایی بالا باشد. به عبارت دیگر یکی از مهمترین دلایل تقاضای پول عدم مطابقت یا یکی نبودن زمان دریافت درآمد و مصرف می باشد. افراد اغلب نیاز مصرفی به صورت روزمره داشته و بایستی پول برای مخارج روزانه داشته باشند اما درآمد خود را در یک روز خاص برای دوره خاص دریافت می نمایند. از آنجائیکه مخارج افراد تا حد زیادی بستگی به سطح درآمد آنها دارد لذا تقاضای پول برای انگیزه معاملاتی تابعی از درآمد ملی می باشد(ربیعی و علی پور،1390).

امروزه تجزیه‌وتحلیل‌های زیادی درباره سود خالص به‌عنوان عامل اصلی و تنها عامل معتبر برای تشریح عملکرد شرکتها وجود دارد. براساس این رویکرد ساده، شرکت با افزایش سود خالص، بهتر و با کاهش آن، بدتر کار می‌کند. به‌طور ‌کلی، چنین گفته می‌شود شرکتی که در سال قبل سود خالص بیشتری داشته، نسبت به شر‌کتهای دارای سود خالص ‌کمتر، ثروت و رفاه بیشتری را برای سهامداران خود خلق ‌کرده است. همچنین، براساس همین منطق، شرکتهای دارای سود خالص مثبت، موجب افزایش و شرکتهای دارای زیان، باعث کاهش ارزش (سهامداران) شر‌کتها می‌شوند. البته، همه این نظریه‌ها ممکن است اشتباه باشد. در بسیاری از تجزیه‌وتحلیل‌ها با افزودن استهلا‌ک به سود خالص، اغلب رقمی به‌دست می‌آید ‌که جریان نقدی‌ حسابداری یا جریان نقد حاصل از عملیات نامیده می‌شود. اما نکته مهم در این است که بسیاری از افراد، با این ‌که از این مسائل آگاهند، اما جریان وجوه نقد را به‌جای سود خالص در نظر می‌گیرند. تعریف کلاسیک سود خالص، درامد دوره منهای هزینه‌های تحصیل درامد در طول دوره است و این مفهوم ساده، بر اساس این نظر است که در مواقع تحصیل درامد باید به شناسایی هزینه‌های ضروری برای تحصیل این درامدها پرداخت. این ‌کار همیشه ساده نیست و اغلب مفروضات پذیرفته‌شده زیادی برای محاسبه آن به‌کار می‌رود.

محاسبه و ارائه هزینه‌های واقعی، روش استهلاک، محاسبه بهای تمام‌شده محصول و ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول، نمونه تلاشهایی است برای شناسایی بهترین روشهای ممکن برای شناخت میزان اتلاف منابع برای کسب درامد. اگر چه این شاخص 5 مورد قبول ماست و به‌کارگیری آن می‌تواند اطلاعات کافی درباره نحوه عملکرد شرکت ارائه دهد، اما اغلب کاربرد رقم سود خالص به‌دست آمده، بدون داشتن دانش کافی از فرضیات استفاده شده در محاسبه آن، موجب سردرگمی استفاده‌کنندگان اطلاعات مالی می‌شود.

از سوی دیگر، امکان دارد که سود خالص به‌عنوان معیار عینی به‌کار رود که محدود به معیارهای خاصی نیست. بین جریان وجوه نقد ورودی و جریان وجوه نقد خروجی، تفاوتی وجود دارد. معنای دقیق این تفاوت،آن است ‌که پول وارد شده به درون شرکت، کمتر از پولی است که از آن خارج می‌شود. در مورد جریان وجوه نقد، دو مفهوم اساسی دیگر شامل جریان نقدی حقوق صاحبان سهام و جریان نقدی آزاد وجود دارد. همچنین، جریان نقدی سرمایه‌ای نیزاز واژه‌هایی است که مورد استفاده قرار می‌گیرد. همواره گفته می‌شود با بهبود جریان وجوه نقد، شرکت بهتر ‌کار می‌‌کند و ثروت سهامداران آن افزایش می‌یابد.

پابلو فرناندز اعتقاد دارد یک اصل حسابداری و مالی وجود دارد که اگر چه نمی‌توان آن را به‌طور مطلق صحیح دانست، اما می‌توان آن را به‌عنوان دیدگاهی خوب به شمار آورد. آن اصل، این است ‌که «سود خالص 1 فقط یک عقیده، اما جریان وجوه نقد یک واقعیت است.»

به اعتقاد كیم، مار و شرمان (1998) از آنجایى كه جریان نقدى، یك منبع نقدینگى در دسترس را فراهم مى كند، مى تواند جایگزین مناسبى براى وجه نقد در نظر گرفته شود. بنابراین، انتظار مى رود كه بر اساس این نظریه، بین جریان نقد و مانده وجه نقد، رابطه منفى وجود داشته باشد.

عدم اطمینان جریان نقدى: شركت هاى داراى نوسان هاى بیشتر جریان هاى نقدى، احتمالاً بیشتر با كمبود وجه نقد مواجه مى شوند، زیرا جریان نقدى ممكن است به طور غیر منتظره كاهش یابد. بنابراین، انتظار مى رود كه بین عدم اطمینان جریان نقد و مانده وجه نقد رابطه منفى وجود داشته باشد (جانی و همکاران، 2004).

جریان نقدی حسابداری، جریان نقدی حقوق صاحبان سهام، جریان نقدی آزاد و جریان نقدی سرمایه‌ای:
اغلب در متون مالی، تعریف زیر برای جریان نقدی حسابداری بیان می‌شود:

استهلاک+ سود خالص پس از کسر مالیات جریان نقدی حسابداری

در این سمینار، سه تعریف متفاوت دیگر از جریان وجوه نقد به این شرح ارائه می‌شود:

1-جریان نقدی حقوق صاحبان سهام:

جریان نقدی حقوق صاحبان سهام در هر دوره مالی به‌سادگی، تفاوت بین جریان وجوه نقد ورودی و جریان وجوه نقد خروجی درآن دوره را نشان می‌دهد. جریان نقدی حقوق صاحبان سهام جریانهای وجوه نقد ورودی دوره – جریانهای وجوه نقد خروجی دوره در زمان انجام پیش‌بینی‌ها، پیش‌بینی جریان نقدی حقوق صاحبان سهام در یک دوره باید با سود قابل تقسیم پیش‌بینی شده به‌علاوه بازخرید سهام در آن دوره، برابر باشد(رحیمیان و همكاران،1392)..

جریان نقدی است که پس از تامین نیازهای سرمایه‌گذاری‌های انجام شده، نیازهای سرمایه در گردش، پرداخت هزینه‌های تفاوت سرمایه گذاری با سفته بازی مالی، هزینه‌های کارکنان و ایجاد بدهی جدید، در شر‌کت باقی می‌ماند. جریان نقدی حقوق صاحبان سهام، جریان نقدی در دسترس سهامداران در داخل شرکت را نشان می‌دهد که برای تقسیم سود یا بازخرید سهام به‌‌کار می‌رود.

2- جریان نقدی آزاد:

جریان نقدی حاصل از عملیات بعد از ‌کسر مالیات بدون احتساب بدهی‌ها و هزینه‌های بهره شرکت است. بنابراین، جریان نقدی آزاد، وجوه نقدی است ‌که بعد از پوشش دادن نیازهای سرمایه‌گذاری و سرمایه در گردش و با فرض نبود بدهی، در دسترس شر‌کت قرار می‌گیرد. در شرکتهای بدون بدهی یا فاقد اهرم مالی، جریان نقدی آزاد، همان جریان نقدی حقوق صاحبان سهام است. جریان نقدی آزاد، وجوه نقد ایجاد شده در شرکت برای تامین وجوه مورد نیاز برای سهامداران و بستانکاران را نشان می‌دهد. این ادعا صحیح نیست، زیرا جریان نقدی سرمایه‌ای نشان می‌دهد که وجوه نقد ایجاد شده به‌وسیله شرکت متعلق به سهامداران و بستانکاران است.

تئوری های جریان های نقد آزاد برای اولین بار توسط جنسن توسعه یافت. افزون بر این، تحلیل نظری هزینه های نمایندگی نیز به وسیله ی او در خصوص جریان نقدی آزاد انجام گرفت. در این نظریه، جریان های نقدی ازاد عبارت است از باقی مانده جریان های نقدی پس از کسر وجوه نقد پس از کسر وجوه نقد لازم برای سرمایه گذاری در پروژه هایی که خالص ارزش فعلی آن ها مثبت ارزیابی می شود. این پروژه ها، طرح های سرمایه گذاری بلند مدتی هستند که ارزش فعلی جریان های نقدی ورودی مورد انتظار از آنها بیش از ارزش فعلی جریان های نقدی خروجی مورد انتظار از آنها است. بدیهی است در محاسبه ارزش فعلی از نرخ هزینه ی سرمایه جهت تنزیل استفاده می شود(رحیمیان و همكاران،1392).

جریان نقدی آزاد برای شرکت معیاری است که سودآوری شرکت را پس از همه هزینه ها و سرمایه گذاری ها اندازه گیری می کند. معیار مزبور یکی از معیارهای متعددی است که برای مقایسه و تجزیه تحلیل سلامتی مالی شرکت ها استفاده می شود. تا کنون تعریف واحدی از جریان های نقد آزاد ارائه نشده است. اما تعاریف متعددی توسط افراد مختلفی به منظور محاسبه ی جریان های نقد آزاد ارائه شده است که در اینجا به چند مورد اشاره می کنیم(رحیمیان و همكاران،1392)..

جریان وجوه نقد در دسترس برای بستانکاران به‌علاوه جریان نقدی حقوق صاحبان سهام است. جریان نقدی بستانکاران شامل مجموع وجوه پرداخت شده برای بهره به‌علاوه بازپرداخت اصل وام (یا پس از ‌کسر افزایش در اصل وام) است(رحیمیان و همكاران،1392).

بانک مرکزي سياست نرخ موثر ارز را دنبال کند

يک کارشناس مسائل اقتصادي گفت: بانک مرکزي علاوه بر اينکه بايد سياست نرخ موثر ارز را به کار گيرد، بايد اجازه دهد تا نرخ ارز با توجه به تفاوت نرخ تورم داخلي و خارجي تغيير کند.

يک کارشناس مسائل اقتصادي با بيان اينکه بازار ارز مانند هر بازار ديگري از عرضه و تقاضا تشکيل شده است، اظهار کرد: معمولا ۳ بخش واردکنندگان (اعم از رسمي و غيررسمي)، خروج سرمايه و انگيزه سوداگري يا همان سفته بازي در بازار ايجاد تقاضا مي کنند و بخش عرضه نيز عموما از سوي صادرکنندگان به ويژه صادرات نفت توسط دولت و در حال حاضر هم پتروشيمي و فولاد و همچنين ورود سرمايه در قالب سرمايه گذاري خارجي مستقيم و غيرمستقيم تامين مي شود.

مصطفي صفاري در گفت و گو با ايبِنا با تاکيد براينکه عرضه و تقاضا نقش تعيين کننده اي در بازارها و اقتصاد دارند، تصريح کرد: در بخش سوداگري و سفته بازي در بازار برخي افراد با توجه به نوسانات قيمت سرمايه خود را به ارز تبديل مي کنند و از سود حاصل از آن بهره مي برند که باعث بهم ريختگي بيشتر بازار خواهد شد.

وي ادامه داد: در حال حاضر چندين نرخ ارز داريم. از نرخ رسمي و نرخ بازار آزاد گرفته تا ارز (PPP) يا قدرت خريد و نرخ موثر ارز که از ديدگاه من به نظر مي رسد بانک مرکزي بايد مورد آخر را دنبال کند و در سياست گذاري ارزي خود مدنظر قراردهد. ارز (PPP) در واقع بر مبناي قدرت خريد و سبد کالاي خانوار و هزينه آن تعيين مي شود.

اين کارشناس مسائل اقتصادي گفت: نرخ موثر ارز سبدي از ارزهاست که نشان مي دهد با چه کشورهايي شريک هستيم و تراز تجاري چقدر است و براساس آن نرخ تعيين خواهد شد. با اين سياست تا هميشه شاهد رقابت پذيري در اقتصاد هستيم چرا که اين نرخ به عنوان يکي از مهم ترين عوامل رقابت پذيري بين المللي شناخته مي شود.

صفاري افزود: بانک مرکزي علاوه بر اينکه بايد سياست نرخ موثر ارز را به کار گيرد، بايد اجازه دهد تا نرخ ارز با توجه به تفاوت نرخ تورم داخلي و خارجي تغيير کند. با افزايش نرخ موثر ارز رقابت پذيري صادراتي کشور هم بالا مي رود.

تفاوت سرمایه گذاری با سفته بازی

عضو شويد

سفته‌بازی يا اسپکولاسیون، (به انگلیسی: Speculation) انجام معاملات اقتصادی ریسک‌دار، به منظور حصول سود از نوسانات کوتاه یا میان مدت، در ارزش بازاری کالای تجاری چون روشی اقتصادی، بجای سعی برای حصول سود از روش‌های اقتصادی اصولی (روش‌هایی چون سود سرمایه، بهره، یا سود سهام) می‌باشد. خیلی از سفته‌بازها توجه کمتری به ارزش اصلی سهام دارند و به جای آن صرفاً بر تغییرات قیمت یا تحلیل تکنیکی ، تمرکز می‌کنند. سفته‌بازی در اصل می‌تواند هر کالای قابل معامله یا روش اقتصادی را در بر بگیرد.

خرید و فروش سندهای تجارتی و ورقهای بهادار بقصد استفاده زیاد. بکار بردن وسایلی که دارندگان سندها را فریب دهد که ارزانتر از قیمت حقیقی بفروشند.

سفته بازی, قبول ریسک به امید کسب سود است, ریسکی که به معنای پذیرش بالاتر از متوسط زیان است. سفته بازی که توسط حرفه ای های بازارانجام میشود, در بلند مدت سودآور است چون آنها به روش های مختلف و از جمله تفاوت سرمایه گذاری با سفته بازی با خرید”اختیار معاملات” و “قراردادهای آتی” و بسیاری روش های دیگر , زیان احتمالی خود را پوشش میدهند./تفاوت” سرمایه گذاری” و “سفته بازی” به ریسک برمیگردد. سفته باز ریسک بالاتر از ریسک متوسط “سرمایه گذاری” را می پذیرد./ سفته بازی/. خریدیک دارائی قابل فروش, با این امید که سود سریعی از افزایش در قیمت آن دارایی حاصل شود و انتظار میرود که این سود درظرف چند روز یا چند هفته و حتی گاهی چند ماه اتفاق افتد./ کسانیکه به عمل سفته بازی میپردازند پرهیز دارند از این که فعالیت آنان سفته بازی نامیده شود زیرا مفهوم این کلمه را نمیپسندند.

سفته بازی از نظر اصطلاحی به خطر انداختن کالا یا سرمایه در مواجهه با عدم اطمینان است که معمولاً تصمیم گیری در شرایط حدس و گمان صورت می گیرد. در این اصطلاح سفته بازی نوعی فعالیت اقتصادی است که با هدف دست‌یابی به سود از طریق پیش بینی تغییرات قیمت انجام می شود. انگیزه اصلی سفته بازان کسب سود به هر طریق ممکن است(صالح آبادی،۱۳۸۲،ص ۵۴). هر تصمیم در شرایط ریسکی سفته بازی محض نمی شود. بر اساس درجه و نوع ریسک و اعمالی که برای کسب سود انجام می شود می توان می توان میان سفته بازی اعتراض آمیز و غیر اعتراض آمیز تمیز قائل شد. منظور از سفته بازی اعتراض آمیز، نوعی از سفته بازی است که با شریعت اسلامی سازگار نیست و سفته بازی غیر اعتراض آمیز نوعی از سفته بازی است که با شریعت اسلامی مطابقت دارد. سفته بازی اعتراض آمیز جنبه های زیر را شامل می شود:

مدافعین تحلیل بنیادی بر این باورند که قیمت های سهام انتظارات آتی را که توسط سرمایه گذاران منطقی به روز شده اند منعکس می کنند. بنابراین قیمت یک سهم برابر است با ارزش خالص فعلی همه سودهای نقدی مورد انتظار در آینده. این همان ارزشی است که به آن ارزش بنیادی گفته می شود. به عبارت دیگر قیمت سهم بیانگر تولید عایدات جاری است به اضافه انتظارات رشد. صفت بنیادی به پارامترهایی اشاره دارد که بر قیمت سهم تاثیر می گذارند: نرخ های بهره، انتظارات رشد، ریسک سرمایه گذاری و…

گروه دیگری از نظریه ها بر رفتارهای روان شناسانه یا جامع شناسانه ای مانند «ارواح حیوانی» کینس (Keynes) مبتنی هستند. براساس این نظریه ها شکل گیری قیمت سهام از هیچ قانون ارزیابی منطقی تبعیت نمی کند بلکه به جریانات شاد، بدبینی و… که در یک زمان خاص جامعه مالی یا به طور کلی اجتماع را در برمی گیرد بستگی دارد. همین پدیده های روانشناسانه هستند که به چارتیست ها امید می بخشند: اگر حالت ها خیلی زیاد تغییر نکنند و سرمایه گذاران سهام را با احتساب رشد قبلی قیمت سهام ارزیابی کنند، می توان انتظار داشت که قیمت های سهام متوالی با هم همخوانی داشته یا در چرخه های مشابه تکرار شوند.

نظریه حباب سفته بازی می تواند از تحلیل بنیادی نشات گرفته و در میان دو نظریه فوق الذکر که به دنبال رفتار و رشد قیمت سهام هستند، جایگاه میانی را به خود اختصاص می دهد. استاد MIT اولیور بلانچارد تعریف جبری حباب سفته بازی را ارایه کرد. این تعریف جبری را می توان از همان معادله ای که فرمول مورد استفاده تحلیل گران بنیادی را می سازد، به دست آورد. این تعریف از این واقعیت که معادله دارای چند راه حل است استفاده می کند که یکی از آن ها راه حل اصول گرایانه و دیگری راه حل اصول گرایانه ای است که یک نظریه حباب سفته بازی به آن پیوست شده است. براساس راه حل دوم اگر همزمان حبابی ایجاد شود، حبابی که در هر زمان معینی می تواند، ۱-به رشدش ادامه دهد، ۲-در یک آن پیدا شده و بترکد و ناپدید شود، آن گاه قیمت سهم می تواند از ارزش بنیادی (ارزش خالص فعلی همه سودهای سهام در آینده) آن بیش تر باشد، برای اجتناب از معادلات می توانیم حباب را یک مازاد ارزش (ارزش اضافی) (Overvaluation) در نظر بگیریم: یک سرمایه گذار امروز برای یک سهم مبلغی بیش از ارزش بنیادی آن پرداخت می کند با این امید که فردا آن را با قیمتی بالاتر بفروشد یعنی با این امید که حباب به رشدش ادامه خواهد داد. این روند تا جایی می تواند تداوم داشته باشد که سرمایه گذارانی باشند که به تداوم حضور حباب سفته بازی امید داشته باشند یعنی سرمایه گذارانی که امیدوارند خریداران مطمئن دیگری باشند که بتوانند حباب (سهم) را با قیمتی بالاتر از آنچه خود پرداخته اند به ایشان بفروشند. در زمان های سرخوشی (euphoria period) یعنی زمانی که به نظر می رسد تنها جریان غالب بازار سیر صعودی باشد، حباب ها رشد می کنند. به هر حال بالاخره روزی می رسد که سرمایه گذاری نباشد و حباب ترکیده و ناپدید می شود و سهام به ارزش بنیادی شان برمی گردد.

این نظریه از آن لحاظ جالب است که امکان ترکیب نظریه بنیادی با رفتارهای نامنظم (از نظر تحلیل گران بنیادی) را در جریان رشد قیمت های سهم فراهم می آورد. بسیاری از تحلیل گران برای توجیه افت شدید قیمت ها در بازار بورس نیویورک و بورس سایر کشورهای دنیا در ۱۹ اکتبر ۱۹۸۷ از این نظریه استفاده کردند. براساس این توجیه ترکیدن حبابی که طی ماه های گذشته رشد کرده بود به یکباره موجب سقوط بازار بورس شد. بررسی اخیری که شیللر استاد ییل (Yale) انجام داد شواهد بیش تری در تایید این نظریه ارایه کرد. شیللر در تحقیق خود با یک هزار سرمایه گذار خصوصی و سازمانی مصاحبه کرد. سرمایه گذارانی که قبل از دوشنبه سیاه ۱۹۹ اکتبر) اقدام به فروش کرده بودند می گفتند که پیش از آن سهام مازاد ارزش داشته است. در هر حال شگفت آورترین نکته این بود که بیش از ۹۰ درصد از سرمایه گذاران سازمانی که نفروخته بودند می گفتند که آن ها نیز باور داشتند که بازار اضافه ارزیابی شده بود اما امیدوار بودند تا قبل از سقوط حتمی اقدام به فروش کنند. به عبارت دیگر به نظر می رسید که بیش از ۹۰ درصد سرمایه گذاران سازمانی می دانستند که حباب سفته بازی شکل گرفته و سهام به قیمتی بیش از ارزش بنیادیشان به فروش می رسند اما مطمئن بودند که قبل از ترکیدن حباب می توانند سهام خود را بفروشند. در میان سرمایه گذاران خصوصی که قبل از ۱۹ اکتبر نفروخته بودند بیش از ۶۰ درصد می گفتند که آن ها نیز می دانستند که سهام مازاد ارزش داشته است.

این ترکیدن حباب پدیده جدیدی در تاریخ نیست و می توان رخدادهای اخیری را در کشورهای اسپانیا ۱۹۷۴ و در ایالات متحده: شرکت های الکترونیک و تکنولوژی برتر در تفاوت سرمایه گذاری با سفته بازی ۱۹۶۲، شرکت های گود کانسپت (Good Concept) در ۱۹۷۰ و شرکت های لوازم خانگی در طول دهه ۱۹۷۰ ملاحظه کرد. در حباب شرکت های الکترونیک قیمت سهام بسیاری از شرکت ها در ۱۹۶۲ کم تر از ۲۰ درصد قیمت آن ها در ۱۹۶۱ رسید قیمت سهام شرکت IBM از ۶۰۰ دلار در ۱۹۶۱ به ۳۰۰ دلار در ۱۹۶۲ رسید و قیمت سهام شرکت لوازم تگزاس از ۲۰۰ دلار به ۵۰ دلار رسید. از این ها مهم تر حبابی بود که در ۱۹۷۰ حول شرکت های گودکانسپت تشکیل شد: تعدادی از این شرکت ها ۹۹ درصد ارزش خود را در طول دوره ای یک ساله از دست دادند. شرکت های لوازم خانگی نیز با افت های شدید در قیمت سهام شان در طی دهه ۷۰ دچار شدند: PER شرکت مک دونالد از ۸۳ به تفاوت سرمایه گذاری با سفته بازی ۹، سونی از ۹۲ به ۱۷ و پولاروید از ۹۰ به ۱۶ دلار رسیدند.

حباب های سفته بازی می توانند درخارج از بورس نیز تشکیل شوند. یک مثالی که اغلب در این خصوص به آن اشاره می شود شقایق های هلند در قرن ۱۷ است. نوع خاصی از شقایق به نحو فزاینده ای طرفدار پیدا کرده و قیمت آن مدام بالامی رفت. در پایان قیمت شقایق ها تفاوت سرمایه گذاری با سفته بازی به وضعیت عادی بازگشت و بسیاری افراد ورشکست شدند. در بازار املاک نیز حباب های زیادی به وجود آمد. داستان همیشه همان داستان قبلی بود; قیمت ها به طور موقت به شدت بالارفت سپس به وضعیت نرمال برمی گردد. در این روند بسیاری سرمایه گذاران به افزایش قیمت ها اعتماد کرده و سرمایه های هنگفتی از دست می دهند. مشکل این نظریه همانند بسیاری نظریات اقتصادی دیگر این است که این نظریه بعد از حوادث برای آن ها توجیهی ساده دارد ولی این توجیه در پیش بینی وضعیت آینده سهام چندان مفید نیستند. به همین دلیل باید بدانیم چگونه حباب ها را شناسایی کرده و دوره آتی آن ها را پیش بینی کنیم. این بدان معنی است که بتوانیم قیمت سهام را به دو بخش (ارزش بنیادی و حباب) تقسیم کنیم و تعداد سرمایه گذارانی را که به رشد حباب اطمینان دارند (که بسیاری از چارتیست ها نیز از این دست افراد هستند) بدانیم. آنچه این نظریه به ما یادآوری می کند این است که حباب در هر زمانی می تواند از بین برود.

دستورالعمل برای اجتناب از گرفتار شدن در دام حباب های سفته بازی پرهیز از ورود به آنهاست: یعنی هیچگاه چیزی را که گران به نظر می رسد نخریم حتی اگر برخی کارشناسان (که با ترفندهای خاص و استفاده از حماقت یا بی احتیاطی سرمایه گذاران) خرید آن ها را به ما توصیه کنند.

همه واقفیم که مکانیزم بازارهای سرمایه و فلسفه وجودی آنها عرضه و تقاضاست و سازمان کارگزاران بورس طهران نیزیک نهاد نظارتی بر بازار است که روند حقیقی بودن عرضه و تقاضا و گزارش دهی و وضعیتحسابرسی و افزایش سرمایه و کلا انعکاس و شفاف سازی وضعیت عمومی شرکتها را تحت نظردارد و بازار را از تغییرات احتمالی مطلع می سازد .

اما نقشی که اخیرا بورسطهران به عهده گرفت یک نقش حمایتی – صیانتی بود که بنا به تشخیص ناظران بازار مقررگردید که نماد برخی سهام به منظور مقابله با سفته بازی و گزارش ویژه متوقف گردد .

توجه نماییم که این نوع توقف نماد متفاوت از قضایای سهامی چون گازلوله بود چرا که در نمونه های قبلی با نوعی دستکاری در زمینه تغییرات سود شرکت و بهاصطلاح باد کردن گزارشات سهم مواجه بودیم که می بایست برای همه بازار به ویژه قشرعام بازار شفاف می شد اما در نمونه های اخیر روند عرضه و تقاضا و رشد قیمتی سهامتوجیه بسته شدن نمادها بود .

این عمل باعث شد که برخی لابی های حقیقی و حقوقیکوچک که تحت عنوان سفته بازان از آن ها یاد می شد نیز شمشیر ها را غلاف کنند و درکنار بزرگان حقوقی دست از تحرک در بازار بکشند و به نظاره بازار بنشینند .

عنایت بفرمایید که اینکه سفته بازی عملی ناپسند است یک بحث است و اینکهبورس جلوی آن را بگیرد بحث دیگری است . شخصا معتقدم که وظیفه بورس در شدید ترینحالت خود می توانست مطلع کردن بازار از آخرین وضعیت مالی شرکتها و گزارشات واصله آنها ( بدون توقف نماد ) و ارایه گزارش خاص بود و در نهایت اعتماد به خرد بازار وواگذار نمودن تصمیم گیری بر عهده خود فعالان بازار …چرا که ذات بازارهمینست و این اتفاق غریبی حتی در سطح بازارهای مالی معتبر جهان نیست . به عنوانمثال می توان به دستکاری چند ساله قیمتها در روند معاملاتی انرون در شاخص داو جونزاشاره نمود که بورس نیویورک صرفا به ارایه گزارشات متناوب از وضعیت شرکت اکتفا نمودو عاقبت سرمایه گذاران خود متوجه اشتباه خود شدند و در نهایت بازیگران اصلی ناکامماندند . و یا بیمه آلیانس در شاخص داکس و …

معاملا ت سلف” معاملاتی هستند که کالاهای مشخصی را به قیمت معینی دریک تاریخ از پیشتعیین شده در آینده خریده و یا خواهند فروخت . اینها بطور سنتی به اقلامی چون، جو،دام و حیوانات اهلی، مس و طلا اطلاق می شود ولی در سالهای اخیرارزهای خارجی یا دیگردارائی ها نیز به این لیست اضافه شده است. آنها در چندین بنگاه معاملاتی در ایالاتمتحده، که مهم ترین آنهااداره بازرگانی شیکاگو، بورس تجارتی شیکاگو و چندین بنگاهدر شهر نیویورک، خرید و فروش می شوند. شیکاگو مرکز تاریخی صنایع کشاورزی آمریکامحسوب می شود. در کل ، فعالیت های این گونه معاملات از ۲۶۱ میلیون معامله در ۱۹۹۱به ۴۱۷ میلیون در ۱۹۹۷ رسید.

معامله کنندگان این اقلام به دو دسته اصلیتقسیم می شوند: تامین کنندگان دادوستد و سفته بازان . گروه اول ، شرکت های دادوستدی، زارعین و اشخاصی هستند که وارد اینگونه معاملات می شوند تا دسترسی به کالاییپیدا کرده و یا توانایی فروش آن در یک قیمت تضمین شده بیابند. آنها از معاملات فوقجهت حفاظت خود علیه نوسانات غیر منتظره در قیمت این کالا استفاده می کنند . هزاراننفر که مایل به قبول ریسک هستند بعنوان سفته بازان مشغول بکارند. آنها به امید کسبمنافع بزرگ از سر حدات کوچک ( معاملات سلف، همچون بسیاری از سهام، بطور سر حدی ردوبدل می شود، نوعأ تا حد ۱۰ تا ۲۰ در صد ارزش واقعی جنس مورد نظر) جذب این کا ر میشوند.

سفته بازی برای اشخاصی که از ریسک کردن بیزار هستند، نیست. عوامل پیشبینی نشده ای چون آب و هوا بر عرضه و تقاضاتاثیر می گذارد و قیمت اجناس را به شدتبالا وپائین می برد و باعث منافع و یا ضررهای بزرگ می شود. با اینکه دلالان حرفه ایکه دراین بازار خبره هستند قادر به منفعت یابی در این دادو ستد هستند، تخمین زده میشود که تا ۹۰ در صد خرده دلالان این تفاوت سرمایه گذاری با سفته بازی بازار متغییر و بی ثبات، پول از دست میدهند.

معاملات اجناس، شکلی از ” فرآمدی” – - اسباب پیچیده ای برای سفته بازیمالی که به اموال نهفته و واقعی مربوط می شود، است. فرآمدی ها در دهه ۱۹۹۰ جهت دربرگرفتن طیف عظیمی از دارایی ها همچون وام مسکن و نرخ های بهره، تکثیر عجیبی یافت. این داد وستد در حال رشد پس از آنکه برخی از بانکها ، شرکتهای اوراق بهادار و برخیاز ثروتمندان خسارتهای هنگفتی را در حساب های پر نفوذ و از لحاظ مالی در مانده کهاین فرآمدی ها را خریده و دربرخی موارد با ثبت آنها در خارج از آمریکا از زیرذرهبین نظارت کنندگان دولت اجتناب می کردند، توجه ناظرین دولت و اعضای کنگره را به خودجلب کرد.

با سفته بازی و بورس بازی نمی توان طبقه متوسط اجتماعی در ایران ایجاد کرد

مشاهدة علائم خاصي از حباب و بحران در بازار سرمايه نگران کننده بنظر میرسد. بايد درصدد شناسائي راهكارهاي اصولي جهت تقويت طبقه متوسط و توسعه و گسترش آن برآمد. زيرا تجربه چند سال گذشته حكايت از آن دارد كه با بورس‌بازي و سفته‌بازي نمي‌توان شاهد خلق طبقه اجتماعي شد زيرا طبقات اجتماعي در فرآيند مناسبات اجتماعي، سياسي و اقتصادي شكل مي‌گيرند و نمي‌توان از طريق قبض و بسط ابزارهاي بازار سرمايه طبقات اجتماعی را خلق، توسعه و يا محو كرد.


خبراقتصادی: غلامحسين دواني عضو جامعه حسابداران رسمي ايران، با تحلیلی در مورد بازارهای مالی و ابزارهای آن برای مواجه شدن با بحران ها، نکاتی را در مورد وضعیت بازارهای مالی جهان و ایران یادآور شده و خواستار توجه به اقداماتی است که بتواند نگرانی از وضعیت بازارهای مالی ایران و تفاوت سرمایه گذاری با سفته بازی حباب های مالی را برطرف کند.

دوانی با پرداختن به این موضوع در یک مقاله تحلیلی، سرانجام نتیجه گرفته که مشاهدة علائم خاصي از حباب و بحران در بازار سرمايه نگران کننده بنظر میرسد.بدون شك بازار سرمايه جهاني هميشه داراي عارضه‌هاي خاص خود بوده اما عملكرد بازارهاي مالي (سرمايه و پول) در ايران علاوه بر عارضه‌هاي جهاني داراي ويژگي محلي نيز مي‌باشد كه توجه نكردن به آن مي‌تواند باعث ظهور آسيب‌هاي جدي گردد. بهمين علت بايد درصدد شناسائي راهكارهاي اصولي جهت تقويت طبقه متوسط و توسعه و گسترش آن برآمد. زيرا تجربه چند سال گذشته حكايت از آن دارد كه با بورس‌بازي و سفته‌بازي نمي‌توان شاهد خلق طبقه اجتماعي شد زيرا طبقات اجتماعي در فرآيند مناسبات اجتماعي، سياسي و اقتصادي شكل مي‌گيرند و نمي‌توان از طريق قبض و بسط ابزارهاي بازار سرمايه طبقات را خلق، توسعه و يا محو كرد.


در ادامه متن کامل این مقاله از نظر مخاطبان گرامی می گذرد:

98 ابزار جديد سرمايه‌داري به نام «مشتقات بازار مالي» نقش برجسته‌اي را در اقتصاد جهاني بازي مي‌كند. در واقع نظريه پردازان سرمايه جهاني هر از چندگاهي با كشف ابزارهاي جديدي كه بتواند بازار سرمايه را حراست كند، بحران هاي ساختاري نظام سرمايه داري را تخفيف مي‌دهند اما پاسخ اين سوال كه تا چه موقع مي‌توان اين بحران ها را منحرف و يا كاهش داد ناروشن است.

بخش مالي عبارت از بازارهايي است كه در آنها خريد و فروش وجوه– اعم از اعتبار بانكي، وجه اوراق بهادار و سهام – انجام مي‌شود. بازارهاي مالي به دو دستة: بازار پول و سرمايه، قابل تفكيك مي‌باشند. البته بايد توجه داشت كه در هر دو بازار، وام يا مطالبات مالي در برابر پول مبادله خواهند شد؛ به عبارت بهتر، در هر دو بازار اين پول است كه وام گرفته مي‌شود، اما تفاوت اصلي ميان دو بازار پول و سرمايه در تاريخ انقضاي وام و يا به عبارتي سررسيد آن است. در بازار پول، بنا به طبيعت اين بازار، نوع وام‌هاي كوتاه‌مدت و با بهره سنگين است، در حالي كه در بازار سرمايه، منابع براي مدت طولاني‌تري وام داده مي‌شوند و قيمت آن هم، بهره نبوده و سود مي‌باشد.

در واقع، در وهله اول نقطه افتراقي ميان بازار پول و بازار سرمايه و در مرحله بعد ميان بازر سرمايه در اقتصاد اسلامي و بازار سرمايه در اقتصاد سرمايه‌داري وجود دارد. در بازار سرمايه در اقتصاد سرمايه‌داري، وام داده شده علاوه بر اين كه داراي بهره است، داراي بازدهي (يا نرخ بازدهي) نيز مي باشد در واقع، افرادي كه به جاي تجهيز منابع بانكي و دريافت بهره‌هاي بانكي با نرخي بالاتر و در زماني كوتاه‌تر، پول خود را در بازار سرمايه‌- كه وام‌هايي به شكل طولاني‌تري پرداخت مي‌كنند- پس‌انداز مي‌نمايند، علاوه بر دريافت نرخ بهره‌اي كه معمولاً كمتر از نرخ بانكي است، نرخ سودي نيز دريافت مي‌دارند. بنابراين، وجوه به كار رفته در دو بازار علاوه بر تفاوت در سررسيد و زمان بازپرداخت، از نظر نوع درآمدزايي نيز تفاوت‌هايي دارند.

مطالعه اجمالي بازارهاي مالي نشاندهنده آن است كه نقش‌هاي نهادهاي مالي در جهاني‌شدن نقش مسلط و برتر مي‌باشد به طوري كه امروزه نهادهاي سرمايه‌گذاري (صندوقهاي اماني و شركتهاي مالي) – نهادهاي بازار اوراق بهادار (بانك هاي سرمايه‌گذاري، شركتهاي كارگزاري و بورس‌هاي اوراق بهادار)- نهادهاي قراردادي پس‌انداز (شركتهاي بيمه و صندوقهاي بازنشستگي) – نهادهاي سپرده پذير (تفاوت سرمایه گذاری با سفته بازی بانكهاي تجاري، نهادهاي پس‌انداز) و نهاد‌هاي مالي دولتي- به عنوان ابزار اصلي نظام مالي جهاني به شمار مي‌روند- از طرف ديگر ابزارهاي اصلي بازار پول و سرمايه در جهان بطور عمده در حال حاضر عبارتند از:
ابزارهاي بازار پول: اسناد خزانه – گواهي سپرده قابل معامله – قراردادهاي توافق بازخريد- اسناد تجاري، پذيرش بانكي (برات) و ارز.
ابزارهاي بازار سرمايه: سهام شركتها، اوراق مشاركت و اوراق تفاوت سرمایه گذاری با سفته بازی قرضه شركتها، اوراق بهادار دولتي قابل مبادله، اوراق قرضه شهرداري ها، اوراق بهادار موسسات دولتي، وام‌هاي بانكهاي تجاري، وام مصرف‌كنندگان، اسناد رهني كشاورزي و تجاري، اوراق رهن واحدهاي مسكوني.
نگاهي به تنوع ابزارهاي بازار پول و سرمايه در جهان و مقايسه آن با بازار پول و سرمايه ايران نشان دهنده آن است كه بازار پول و سرمايه كشور به شدت سنتي و فاقد كارآيي لازم جهت كاربرد ابزارهاي جديد مي‌باشد كه اين امر از يك طرف ناشي از ضعف ساختاري اقتصاد كشور و از طرف ديگر ماهيت بحراني وضعيت كنوني بازار پول و سرمايه را نشان مي‌دهد.
ظرفيت بخش توليد و صنعت در مجموعه نظام جهاني بهرحال داراي محدوديت بوده و ظرفيت‌سازي‌هاي جديد هم چندان ساده نيست بهمين علت بخش خدمات مالي كه به سرمايه داري نوع كازينوئي معروف است، يكي از بزرگترين بخش‏ها هم براي سرمايه ‏گذاري و هم ايجاد اشتغال از طريق استفاده از ابزارهاي مشتقه كه بعضاً در بالا برشمرده شده هستند.
راهكار ديگر اقتصاد سرمايه‏ داري عبارت از سفته‏ بازي- كه در واقع اصطلاح ديگري براي قماربازي است- بوده است. فعاليت‏ بخش مالي اقتصاد سرمايه ‏داري، ديگر محدود به رفع نيازهاي توليد، اشتغال و سرمايه‏ گذاري نمي‏شود. از آغاز سال‏ هاي دهه هشتاد به بعد، اين بخش به طور فزاينده‏اي شكل يك بخش مستقل براي پول‏ سازي پيدا كرده است. اين پديده بويژه در بخش مشتقات بازار مالي آشكارا به چشم مي‏خورد يادآور مي‌شود. مشتق عبارت از يك ابزار مالي است كه ارزش آن از ابزار مالي ديگري «مشتق» مي‌گردد.»

مثال آن شرط‎بندي بر سر آينده يك ابزار مالي، يعني بستن قرارداد براي خريد مثلاً يك سهم يا اوراق قرضه در آينده‏اي معلوم است. مشتقات معمولاً باعث مي‏شوند كه سود و زيان معاملات، ابعاد بسيار بالاتري از معمول به خود گيرند. به طور مثال اگر نرخ يا بهاي يك سهم كه سود و زيان معامله مشتق مورد بحث وابسته به آن است بالا رود، سود حاصله از نقل و انتقالات سهام بسيار بالا مي‏‏شود.

از سوي ديگر اگر بهاي همان سهم يا نرخ بهره كاهش يابد، ارزش مشتق مربوطه مي‏تواند به شدت سقوط كند. شتاب اوج نزول ارزش ‏هاي مالي، ريسك‏ پذيري (خطركردن) افرادي را كه روي اين مشتقات شرط‏ بندي مي‏كنند سخت افزايش مي‏دهد. مانند شرط بندي در اسب دواني، بعضي برنده مي‏شوند و برخي بازنده نمونه بارز اين موضوع در يكسال گذشته در بورس تهران هم رخ داده بدان معني كه يك سهم حداكثر پنج هزار ريالي تا بيست برابر قيمت مورد معامله قرار نگرفته و مرتباً از دست به دست شدن آن عده‏اي منتفع و عده‏اي متضرر مي‏گردد. در اين ميان اما ريسك (خطر) اصلي متوجه كلي بخش مالي و يا بخش مهمي از آن مي‏گردد و در نتيجه مجموع اقتصاد را نيز مورد مخاطره قرار مي‏دهد. دليل مسئله هم اينست كه: پشت بند همه اين سفته‏ باز‏ي‏ ها گرفتن وام ‏هاي بزرگ است.

به طور مثال خريدار يك مشتق ممكن است 5 درصد پول معامله را داشته باشد. 95 درصد بقيه، به صورت وام بانكي خواهد بود. رسوائي اخير فروپاشي شركتهاي آنران و ورلدكام امريكا و پارمالات ايتاليا آشكارا نشان داد كه بازار مشتقات چه عظمتي به خود گرفته است.

زيرا تحقيقاتي كه بعدها توسط كميسيون بورس اوراق بهادار امريكا و ايتاليا بعمل آمد نشان داد كه كليه اين شركتهاي بزرگ عملاً به داد و ستدهاي مستقات مالي مشغول بوده‌اند و اين موضوع به عنوان يك پديده فراگير وسيعاً دامنگير اقتصاد آمريكا است كه نمونه‌هاي بارز آن در چند سال گذشته هم در بازار سرمايه ايران حاكم بوده به طوري كه عمده شركتهاي بزرگ سرمايه‌داري عملاً به دادو ستدهاي مالي بازار سرمايه روي آورده‌اند و موضوع توليد و اشتغال در اولويت بعدي قرار داد و همين مسئله خطري است كه تهيد جدي براي بورس خواهد بود. «مشتقات ابزارهاي مالي پيچيده ‏اي هستند كه ارزش آنها بر پايه يك يا چند متغير مثلاً بهاي يك سهم يا هزينه تهيه گاز طبيعي و غيره تعيين مي‏‏‏شود. مشتقات به دو صورت مي‏توانند معامله شوند يا در بازار معمولي و تابع مقررات و يا در خرده‏ فروشي‏ هائي كه تابع مقررات نيست».


حجم بازار مشتقات معمولاً بر حسب ارزش نظري معاملات (قراردادها) تعيين مي‏گردد. تخمين‏ هاي اخير در مورد حجم بازار مشتقات در بازار تابع مقررات شامل همه قراردادها (شرط‌ بندي‏ ها) در بازار گزينه ‏ها و آينده‏ ها صورت مي‏گيرد، حدود 13 تا 14 تريليون دلار بوده است. در مقايسه، حجم مشتقات مورد معامله در بازارهاي جزئي فروشي (كه تابع مقررات نيستند) در پايان سال 2000 به 95.2 تريليون دلار تخمين زده شده است. و اين تخمين با احتمال زياد دست كم را گرفته است. به عبارت ديگر بازار مشتقات خرده‏ فروشي كه تا بيست سال پيش (و در بعضي موارد حتي تا ده سال پيش) وجود خارجي نداشت، اكنون نود درصد از مجموع بازار مشتقات را در بر مي‏گيرد، بازاري كه هر روز تريليون‏ ها دلار را در معرض خطر قرار مي‏دهد. شركت انران ممكن است در ابتداي تاسيس‏اش در 1985 فقط يك شركت توليد انرژي بوده است اما در سال هاي پاياني، تبديل به يك شركت معاملات خرده‏ فروشي مشتقات مالي شد. دارائي‏ هاي مربوط به بازار خرده‏ فروشي مشتقات اين شركت و وام‏هاي مربوط به اين بخش آن تنها در سال 2000، پنج برابر افزايش يافته بود «گسترش عظيم وام‏ هاي انحصارات در ايالات متحده، از جمله موسسات مالي آن، آشكارا با اين فعاليت‏ هاي سفته ‏بازي گسترده و در حال افزايش پيوند دارد. انران صرفاً يك نمونه افراطي از اين پديده است.

نتيجه همه اينها ايجاد يك ساختار مالي است كه شكل هر چه نااستوارتري به خود گرفته و در اين صورت چنانچه زيربناي اقتصاد رو به سستي رود و يا اشكال جديدي از ابزارهاي مالي كه هدفشان عقب انداختن روز حساب پس دادن است، دائماً ابداع نگردند، آمادگي براي وقوع فاجعه در آن بسيار زياد شده است. اين كه چنين اقتصادي راه به كجا خواهد برد بر كسي معلوم نيست. در بهترين شرايط، انبوه وام‏ ها و ماهيت هرچه متزلزل تر ساختار وام ها دست و بال اقتصادهائي را كه تقلاً مي‏كنند از ركود چرخه‏اي بيرون آيند، مي‏بندد. در بدترين وضع، فروپاشي وخيم بازار مالي جهان، مي‏تواند كل اقتصاد جهان سرمايه‏داري را به بي‏ثباتي جدي كشاند. از اين لحاظ درك اين مسئله اهميت حياتي دارد كه نه تنها اقتصاد آمريكا با نقصان توليد و گسترش عظيم و دوام ناپذير وام‏ ها همراه شده بلكه كل اقتصاد جهاني كه به طور همزمان دچار ركود گرديده نيز اين اين مسئله رنج مي‏برد. مازاد ظرفيت و بي‏ثباتي مالي، با جهاني شدن فزاينده فضاي اقتصادي تقريباً به پديده ه‏اي جهان شمول بدل گرديده است.
بازار سرمايه كشور كه تا همين چند مدت پيش سيطره بلامنازع بازار پولي را پذيرفته بود اينك هم‌قد و قواره بازار پول شده اما تعارضات اساسي فيمابين بازار پول و سرمايه بعلت حاكميت سرمايه‌داري دولتي كه بازار پول را در انحصار دارد كماكان لاينحل باقيمانده است.
نكته ديگري كه بايد بدان توجه نمود مشاهدة علائم خاصي از حباب و بحران در بازار سرمايه است كه نگران کننده بنظر میرسد.

بدون شك بازار سرمايه جهاني هميشه داراي عارضه‌هاي خاص خود بوده اما عملكرد بازارهاي مالي (سرمايه و پول) در ايران علاوه بر عارضه‌هاي جهاني داراي ويژگي محلي نيز مي‌باشد كه توجه نكردن به آن مي‌تواند باعث ظهور آسيب‌هاي جدي گردد. بهمين علت بايد درصدد شناسائي راهكارهاي اصولي جهت تقويت طبقه متوسط و توسعه و گسترش آن برآمد. زيرا تجربه چند سال گذشته حكايت از آن دارد كه با تفاوت سرمایه گذاری با سفته بازی بورس‌بازي و سفته‌بازي نمي‌توان شاهد خلق طبقه اجتماعي شد زيرا طبقات اجتماعي در فرآيند مناسبات اجتماعي، سياسي و اقتصادي شكل مي‌گيرند و نمي‌توان از طريق قبض و بسط ابزارهاي بازار سرمايه طبقات را خلق، توسعه و يا محو كرد.

گزارش برگزاری کافه پول 16

کافه پول 16

شانزدهمین دورهمی مجازی کافه پول، یکشنبه 26 مرداد 99 برگزار شد. در این جلسه حکیم بائی درباره این موضوع صحبت کرد که آیا ما سفته‌باز هستیم یا سرمایه‌گذار و به تفاوت ظاهری این دو موضوع مهم پرداخت.

در ادامه این دورهمی به مقوله سفته‌بازی از نگاه بنگاه‌های اقتصادی پرداخته شد و اینکه ثروتمندان چگونه از بار منفی کلمات برای بازی با احساسات استفاده کنند تا نهایتا پیروز میدان سرمایه‌گذاری باشند.

و در پایان در مورد اهمیت مشخص‌کردن ریسک و افق زمانی ماندگاری در معاملات و نوسان‌گیری نیز اشاره شد. همچنین تحلیل روند بازارهای طلا، سکه و دلار و بازارهای مالی از دیگر بخش‌های این دورهمی مجازی بود.

برای مطالعه خلاصه مباحث ارائه‌شده در کافه پول 16، روی لینک زیر کلیک کنید:

لینک‌های مرتبط:

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

درباره عبدالحکیم بایی

من عبدالحکیم بایی تحلیل‌گر و معامله‌گر بازارهای مالی هستم و در این سایت در تلاشم تا با ارائه آموزش‌ها و تحلیل‌هایی به‌روز تفاوت سرمایه گذاری با سفته بازی و کاربردی در زمینه سرمایه‌گذاری، مدیریت و رشد مالی به شما کمک کنم تا درآمد خود را افزایش داده و در مسیر رسیدن به موفقیت و ثروت‌آفرینی قرار بگیرید.

ارتباط با من

(واتس‌اپ و تلگرام)

ما را در رسانه‌های اجتماعی دنبال کنید!

دسترسی سریع

لینک‌های مفید

از این‌که با بازنشر مطالب ‌سایت عبدالحکیم بائی با ذکر منبع به ترویج فرهنگ سرمایه‌گذاری و دانش مالی کمک می‌کنید، از شما سپاسگزارم.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.