ابزارهای دیگر در کنار واگرایی


برای تشخیص واگرایی مخفی در روندهای صعودی باید به کف‌های نمودار قیمت دقت کرد. ولی در روندهای نزولی، سقف‌های نمودار قیمت اهمیت دارند.در سمت مقابل برای تعیین واگرایی معمولی در روندهای صعودی به سقف نمودار قیمت توجه می‌شود و در روندهای نزولی، کف‌های ساخته‌شده در نمودار از اهمیت برخوردارند.

استراتژی ترکیبی MACD-RSI-EMA

همانطور که در گذشته گفتیم، اندیکاتورها تحولی چشم‌گیر در کیفیت تحلیل نمودارهای قیمت ایجاد کردند. امروزه استراتژیهای زیادی در بین معامله‌گران بازارهای مالی وجود دارد که با اندیکاتورها طراحی شده‌اند و در عین سادگی، بازدهی بسیار مناسبی نیز دارند. در این استراتژی معاملاتی نیز از سه اندیکاتور پر طرفدار استفاده شده است که ترکیب صحیح آنها باهم یک استراتژی بسیار جذاب را پدید آورده است.

اندیکاتور EMA:

از خانواده میانگین‌های متحرک می‌باشد و به صورت نمایی یا لگاریتمی اقدام به میانگین‌گیری از نمودار قیمت می‌کند. در روش میانگین‌گیری به به صورت نمایی، به قیمتهای جدیدتر وزن بیشتری داده می‌شود؛ لذا قیمتهای جدیدتر وزن بیشتری در محاسبات دارند.

اندیکاتور MACD:

مکدی از خانواده نوسانگرها می‌باشد و شامل دو ناحیه منفی و مثبت می‌باشد. ساختار مکدی را دو میانگین متحرک کوتاه و میان مدت تشکیل داده‌اند که یکی از میانگینها ۱۲ دوره‌ای و دیگری ۲۶ دوره‌ای می‌باشند.

کسب اطلاعات بیشتر پیرامون این اندیکاتور: آموزش اندیکاتور مکدی (MACD)

اندیکاتور RSI:

این اندیکاتور نیز مانند مکدی از میانگین متحرک در محاسبات خود استفاده می‌کند؛ با این تفاوت که فرمول محاسباتی آن کمی پیچیده‌تر از مکدی می‌باشد. اندیکاتور RSI دارای سه ناحیه می‌باشد که زیر ۳۰ به عنوان ناحیه اشباع فروش، بالای ۷۰ به عنوان ناحیه اشباع خرید و همچنین ناحیه بین ۳۰ تا ۷۰ به عنوان ناحیه تعادلی نامیده می‌شود.

استراتژی ترکیبی MACD-RSI-EMA

استراتژی MACD-RSI-EMA

با توجه به بررسی انجام شده، این استراتژی در بازه زمانی روزانه و با تنظیماتی که بیان می‌گردد نتایج مطلوب‌تری را داشته است. سه ابزار مورد نیاز این استراتژی را معرفی کردیم و در مورد هر ابزارهای دیگر در کنار واگرایی یک به صورت مختصر توضیحاتی را ارائه کردیم؛ حال قصد داریم تا در مورد نحوه انجام معامله توسط این استراتژی بپردازیم.

سیگنال خرید:

سیگنال ورود به این استراتژی توسط دو اندیکاتور MACD و RSI صادر می‌گردد. زمانی که اندیکاتور مکدی در ناحیه اشباع فروش (زیر سطح صفر) قرار گیرد و خط مکدی خط سیگنال را از پایین به بالا بشکند شرط اول ورود به معامله صادر می‌گردد. اما شرط دومی نیز در نقطه ورود این استراتژی الزامی می‌باشد؛ در کنار سیگنال مکدی می‌بایست موقعیت اندیکاتور RSI را نیز بررسی نمایید. زمانی که مکدی سیگنال ورود را صادر کرد، اندیکاتور RSI نیز باید زیر سطح ۶۰ قرار داشته باشد تا شرط ورود به معامله کامل گردد.

سیگنال فروش:

سیگنال خروج این استراتژی توسط اندیکاتور میانگین متحرک و RSI صادر می‌گردد. برای بررسی سیگنال خروج به دو میانگین متحرک نمایی کوتاه مدت (۱۳ روزه) و بلند مدت (۲۱ روزه) نیاز داریم. مادامی که میانگین کوتاه مدت در بالای میانگین بلند مدت در حال حرکت است حد ضرر و نقطه خروج ما نیز به صورت شناور جا به جا می‌شود. زمانی که میانگین کوتاه مدت از بالا به پایین با میانگین بلند مدت تقاطع ایجاد کرد شرط اول خروج از معامله صادر می‌گردد. اما برای خروج از معامله نیز به شرط دومی نیاز داریم که توسط موقعیت اندیکاتور RSI تعیین می‌گردد؛ برای تکمیل شرایط خروج از معامله می‌بایست اندیکاتور RSI بیشتر از سطح ۳۰ قرار داشته باشد.

پنج اندیکاتور تکنیکال که باید بشناسید

ابزار اصلی معامله‌گرانی که از روش تحلیل تکنیکال برای بررسی بازار و تصمیم‌گیری، به اندیکاتور ها یا شاخص‌های تکنیکال هستند. البته انتخاب اندیکاتور ها با شماست و هیچ استاندارد مشخصی برای این که از چه شاخصی کمک بگیرید وجود ندارد. بلکه هر معامله‌گری ابزارهایی که بیشتر با سبک شخصی‌اش سازگار است را برگزیده و در ادامه تلاش می‌کند در استفاده از آن به استادی برسد. به همین دلیل هم برخی معامله‌گران ترجیح می‌دهند مومنتوم یا سرعت حرکت بازار را زیر نظر بگیرند، در حالی که برخی دیگر به‌دنبال فیلتر کردن نویز بازار و اندازه‌گیری تلاطم یا Volatility آن می‌روند. اما آیا راهی برای شناسایی بهترین و کارآمدترین اندیکاتور ها وجود دارد؟

خوب، همان‌طور که گفتیم هر معامله‌گری در این باره نظر خود را به شما خواهد گفت. به بیان دیگر آنچه از نظر یک معامله‌گر بهترین اندیکاتور (Indicator) تاریخ است، از نظر دیگری کاملا بی‌مصرف است. هرچند، برخی از اندیکاتور ها بین تمامی فعالان بازار محبوب هستند و تقریبا همه حداقل از یکی از این شاخص‌ها در کنار گزینه‌های دیگر استفاده می‌کنند.

در ادامه پنج‌تا از مهم‌ترین‌ اندیکاتور های تحلیل تکنیکال که هر معامله‌گری باید با آنها آشنا باشد را بیشتر بررسی خواهیم کرد.

مقدمه

معامله‌گران از اندیکاتور های تکنیکال برای افزایش اطلاعات خود درباره تحرکات قیمت دارایی‌های مختلف در بازار استفاده می‌کنند. بکارگیری این اندیکاتور ها شناسایی الگوها در نمودارهای شمعی قیمت را آسان‌تر کرده و می‌توانند به شما در تشخیص بهتر نقاط مناسب برای ورود و خروج از بازار کمک کند. اندیکاتور ها انواع مختلفی دارند و برای کارهای مختلف از معاملات کوتاه‌مدت تا سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت مورد استفاده قرار می‌گیرند. حتی برخی تحلیل‌گران حرفه‌ای و معامله‌گران قدیمی اندیکاتور های شخصی برای خودشان درست می‌کنند.

در این مقاله، می‌خواهیم شرح مختصری بر محبوب‌ترین اندیکاتور های مورد استفاده معامله‌گران بازارهای مالی و رمزارزی را به شما معرفی کنیم.

شاخص قدرت نسبی (RSI)

شاخص قدرت نسبی (یا Relative Strength Index) با نام RSI نیز شناخته می‌شود. این اندیکاتور مومنتوم یا شدت حرکت بازار را نشان می‌دهد و با یک نگاه مختصر به آن می‌توانید بفهمید که دارایی موردنظرتان در وضعیت بیش‌خرید (Overbought) یا بیش‌فروش (Oversold) قرار گرفته است. این کار با اندازه‌گیری مقدار نوسانات اخیر قیمت (که به‌صورت استاندارد 14 دوره‌زمانی اخیر – مثل چهارده روز، چهارده ساعت و … – درنظر گرفته می‌شود) انجام می‌گیرد. داده‌های بدست آمده سپس در یک اندیکاتور نوسانی (یا Oscillator) که مقدار آن بین صفر و 100 متغیر است نمایش داده می‌شود.

از آنجا که شاخص RSI نشانگر مومنتومی است، با بررسی آن می‌توانید از نرخ (مومنتوم) تغییر قیمت آگاه شوید. این یعنی وقتی نرخ افزایش قیمت در یک بازار صعودی بالا برود، روند قدرتمندی شکل گرفته و خریداران به‌طور فزآینده در حال ورود به بازار هستند. از طرف دیگر، اگر مومنتوم یا نرخ افزایش قیمت در یک بازار صعودی کاهش یابد، ممکن است نشان‌دهنده تغییر احتمالی روند در آینده و مسلط شدن فروشندگان بر بازار باشد.

معمولا وقتی شاخص RSI یک دارایی یا کالا بالاتر از 70 باشد، در وضعیت بیش‌خرید (اشباع خرید – Overbought) قرار دارد. در مقابل، وقتی عدد این شاخص به زیر 30 نزول کند، آن کالا یا دارایی در وضعیت بیش‌فروش (اشباع فروش – Oversold) است. در نتیجه، اعداد بسیار نزدیک به صفر یا صد می‌تواند نشانه‌ای از تغییر روند یا بازیابی قیمت‌ها در آینده نزدیک باشد. با این حال، در نهایت بهتر است به اعداد نمایش داده شده توسط شاخص RSI به‌عنوان سیگنال‌های مستقیم خرید و فروش نگاه نکنید. زیرا این شاخص هم مانند بسیاری از روش‌های دیگر مورد استفاده در تحلیل تکنیکال (TA) می‌تواند حاوی اطلاعات غلط یا گمراه‌کننده باشد. بنابراین بهتر است همیشه قبل از شروع معامله، سایر شاخص‌ها و عوامل مهم را در نظر داشته باشید.

 تصویر شاخص قدرت نسبی (RSI) یکی از مهم‌ترین‌ اندیکاتور های تحلیل تکنیکال

میانگین متحرک (MA)

یک میانگین متحرک یا Moving Average با فیلتر کردن نویز بازار و نمایش جهت روند آن، به شما کمک می‌کند سریع‌تر حرکات قیمتی یک دارایی یا کالا را بررسی کنید. از آنجا که این شاخص براساس داده‌های قبلی کار می‌کند، در رده شاخص‌های پیرو یا Lagging Indicator قرار می‌گیرد. این دسته از شاخص‌ها، تنها بر مبنی اطلاعات پیشین کار می‌کنند و در نتیجه چندان برای پیش‌بینی روند‌های آتی بازار کارایی ندارند. همچنین، عبارت متحرک در نام این شاخص به حرکت آن همراه با نمودار قیمت اشاره دارد. به بیان دیگر، هر نقطه از نمودار میانگین متحرک با استفاده از داده‌های تعداد مشخصی از بازه‌های زمانی قبلی تعیین می‌شود و به‌همین دلیل هم همواره در حال همراهی نمودار قیمت است.

دو تا از رایج‌ترین میانگین‌های متحرک مورد استفاده معامله‌گران میانگین متحرک ساده (SMA/MA) و میانگین متحرک نمایی (EMA) است. میانگین متحرک ساده یا SMA با تجمیع داده‌های قیمتی در یک بازه زمانی معین و محاسبه میانگین آنها ترسیم می‌شود. برای مثال، میانگین متحرک 10 روزه با محاسبه قیمت میانگین در ده روزه اخیر محاسبه می‌شود. در مقابل فرمول محاسبه میانگین متحرک نمایی یا EMA به‌گونه‌ای است که وزن بیشتری برای قیمت‌های جدیدتر قائل باشد. در نتیجه، این میانگین متحرک به نوسانات اخیر قیمت واکنش بیشتری نشان می‌دهد.

همان‌طور که اشاره کردیم، نمودارهای میانگین متحرک در رسته شاخص‌های پیرو قرار می‌گیرند. در نتیجه، هرچه بازه زمانی درنظر گرفته شده برای میانگین متحرک بیشتر باشد، حساسیت آن به تغییرات قیمت کمتر خواهد بود. این یعنی سرعت واکنش میانگین متحرک ساده 200 روزه به آخرین تغییرات قیمت، کمتر از میانگین متحرک 50 روزه خواهد بود. معامله‌گران معممولا برای سنجش روند بازار، از رابطه قیمت یک دارایی با میانگین‌های متحرک بخصوص استفاده می‌کنند. برای مثال، بیشتر آنها بازار دارایی یا کالایی که مدت‌هاست بالاتر از خط میانگین متحرک 200 روزه قرار گرفته است را کاملا صعودی (گاوی) می‌دانند.

همچنین، نقاط تلاقی خطوط میانگین متحرک هم می‌توانند به شما برای ورود و خروج از معامله کمک کنند. برای مثال اگر خط میانگین متحرک 100 روزه خط میانگین متحرک 200 روزه را قطع کرده و به زیر آن برود، می‌توانید آن را نشانه مناسبی برای فروش در نظر بگیرید. اما دقیقا چرا؟ این وضعیت یعنی قطع خط میانگین متحرک200 روزه توسط میانگین متحرک 100 روزه و حرکت به زیر آن، نشان می‌دهد که میانگین قیمت در 100 روز اخیر از میانگین قیمت در 200 روز اخیر کمتر شده است. دلیل فروش در این نقطه هم عدم پیروی حرکات کوتاه‌مدت قیمت از روند کلی صعودی بازار و احتمال تغییر جهت قیمت‌ها است.

همگرایی-واگرایی میانگین متحرک (MACD)

شاخص MACD برای تعیین نرخ تغییر قیمت یک دارایی با استفاده از رابطه بین دو میانگین متحرک آن بکار می‌رود. این اندیکاتور از دو خط تشکیل شده که خطوط MACD و سیگنال نامیده می‌شوند. خط MACD با تفریق مقادیر میانگین متحرک نمایی 26 دوره زمانی از میانگین متحرک نمایی 12 دوره زمانی بدست می‌آید. سپس این خط در کنار میانگین متحرک نمایی 9 دوره زمانی خط MACD – یا خط سیگنال – ترسیم می‌شود. همچنین در بسیاری از پلتفرم‌های ترسیم نمودار و تحلیل تکنیکال حاوی یک هیستوگرام نیز هست، که فاصله بین خط MACD و خط سیگنال را به‌صورت گرافیکی به شما نشان می‌دهد.

معامله‌گران تلاش می‌کنند با یافتن واگرایی‌های موجود بین شاخص MACD و حرکات قیمتی، میزان قدرت روند فعلی بازار را تخمین بزنند. برای مثال، اگر قیمت در حال ثبت سقف‌های بالاتر (Higher High) بوده و MACD در حال ایجاد کف بالاتر (Lower High) باشد، احتمالا در آینده نزدیک شاهد برعکس شدن روند بازار خواهیم بود. اما در این شرایط شاخص MACD دقیقا چه‌ چیزی به ما می‌گوید؟ این حرکت اندیکاتور MACD به ما نشان می‌‌دهد که قیمت علی‌رغم کاهش مومنتوم یا نرخ تغییرات قیمت در حال کاهش است، بنابراین احتمال بازیابی قیمت‌ها یا معکوس‌شدن روند بالا است.

معامله‌گران همچنین می‌توانند به‌دنبال نقاط تلاقی بین خود خطوط MACD و سیگنال باشند. برای مثال، وقتی خط MACD خط سیگنال را قطع کرده و از آن بالاتر می‌رود احتمالا موقعیت مناسبی برای خرید ایجاد شده است. در مقابل اگر خط MACD خط سیگنال را قطع کرده و از آن پایین‌تر برود، می‌توانید آن را نشانه‌ای برای فروش در نظر بگیرید.

شاخص MACD معمولا در کنار شاخص RSI بکار می‌رود، چرا که هر دو مومنتوم یا نرخ تغییرات قیمت را با روش‌های مختلف اندازه می‌گیرند. در نتیجه اگر بین هر دو این شاخص‌ها همخوانی مناسبی وجود داشته باشد دیدگاه بهتری از شرایط تکنیکال بازار در اختیار شما قرار می‌دهند.

شاخص RSI تصادفی

شاخص RSI تصادفی یا Stochastic RSI یک نشانگر نوسانی (Oscillator) نرخ تغییرات قیمت است که به ما نشان می‌دهد یک کالا یا دارایی در وضعیت بیش‌خرید یا بیش‌فروش قرار دارد. همان‌طور که از نام این شاخص هم پیداست، این اندیکاتور از RSI مشتق شده و از داده‌های آن به‌جای داده‌های قیمتی استفاده می‌کند. به بیان دیگر، شاخص RSI تصادفی با اعمال فرمول نوسان‌گر تصادفی روی مقادیر RSI بدست می‌آید. معمولا، مقادیر شاخص RSI تصادفی در محدوده بین 0 تا 1 (یا گاهی بین صفر تا 100) نمایش داده می‌شود.

این شاخص به‌دلیل سرعت واکنش بالاتر و حساسیت بیشتر، سیگنال‌های متعددی در اختیارتان قرار می‌دهد که تفسیر درست آنها می‌تواند کمی چالش‌برانگیز باشد. در نتیجه بیشتر در مواقعی که نزدیک به بیشترین و کمترین مقادیر بازه خود قرار دارد، مورد استفاده قرار می‌گیرد. معمولا اگر مقدار شاخص RSI تصادفی بیشتر از 0.8 یا کمتر از 0.2باشد، دارایی یا کالای مورد نظر به‌ترتیب در وضعیت بیش‌خرید یا بیش‌فروش در نظر گرفته می‌شود. رسیدن این شاخص به صفر نشان‌دهنده این نکته است شاخص RSI در کمترین مقدار خود در بازه زمانی مورد نظر (که معمولا 14 دوره زمانی، مثل 14 ساعت، 14 روز و …) قرار دارد. در مقابل، رسیدن این شاخص به 1 نشان می‌دهد که شاخص RSI در سقف خود در بازه زمانی مورد نظر است.

البته این را هم درنظر داشته باشید که درست مثل شاخص RSI، نمی‌توانید تنها با اتکا به وضعیت بیش‌خرید یا بیش‌فروش نشان‌داده شده در شاخص RSI تصادفی روی برعکس شدن روند قیمت حساب کنید. شاخص RSI تصادفی تنها نشان می‌دهد که مقادیر اندیکاتور RSI (که مبنی محاسبه مقادیر شاخص RSI تصادفی است) نزدیک به کف یا سقف اخیر خود قرار دارند. همچنین باید بخاطر داشته باشید که شاخص RSI تصادفی در مقایسه با شاخص RSI حساسیت بیشتری نسبت تغییرات قیمت دارد، در نتیجه احتمال نمایش سیگنال‌های غلط توسط آن بیشتر است.

باندهای بولینگر (BB)

شاخص باندهای بولینگر یا Bollinger Bands در کنار نمایش وضعیت بیش‌خرید یا بیش‌فروش برای یک دارایی، میزان تلاطم یا Volatility بازار را هم به شما نشان می‌دهد. این شاخص از سه خط – یک میانگین متحرک ساده یا SMA به‌عنوان خط میانی و دو خط بالایی و پایینی – تشکیل شده است. معامله‌گران مختلف از تنظیمات مختلفی برای این شاخص استفاده می‌کنند، اما معمولا خطوط بالایی و پایینی دو انحراف استاندارد از خط میانی هستند. با افزایش یا کاهش تلاطم بازار، فاصله بین این دو خط بالایی و پایینی به‌ترتیب زیاد یا کم می‌شود.

به‌طور کلی، هرچه قیمت به خط بالایی نزدیک باشد دارایی موردنظر بیشتر به وضعیت بیش‌خرید نزدیک شده است. در مقابل، هرچه قیمت به باند پایینی نزدیک شود بیشتر به وضعیت بیش‌فروش نزدیک شده‌ایم. در بیشتر موارد، قیمت در بین دو خط بالایی و پایین یا همان باند بولینگر قرار دارد. اگرچه در موارد معدودی ممکن است شاهد بالاتر یا پایین‌تر رفتن قیمت از محدوده باند هم باشیم. البته این وضعیت را نمی‌توان به‌عنوان سیگنالی مشخص برای خرید یا فروش درنظر گرفت، اما می‌توان با قطعیت گفت که در چنین شرایطی بازار وضعیت بسیار حادی دارد.

یک مفهوم مهم دیگر در استفاده از شاخص باند بولینگر، فشردگی یا Squeeze است. این حالت در شرایط آرامش بازار، که تمامی خطوط باند بولینگر به یکدیگر نزدیک می‌شوند، دیده می‌شود و معمولا نشانه افزایش تلاطم بازار در آینده نزدیک است. در مقابل، اگر خطوط باند بولینگر شروع به فاصله گرفتن از یکدیگر کنند، می‌توانیم منتظر کاهش تلاطم بازار در روزهای آتی باشیم.

جمع‌بندی

یادتان باشد که تفسیر هر کس از داده‌های شاخص‌ها می‌تواند متفاوت باشد. در نتیجه، بهتر است همیشه قبل از تصمیم‌گیری یک گام به عقب بازگشته ابزارهای دیگر در کنار واگرایی و بررسی کنید که آیا تمایلات شخصی شما بر نتیجه‌ای که از تحلیل تکنیکال خود گرفته‌اید تاثیرگذار بوده‌اند یا خیر؟ چرا که آنچه یک معامله‌گر سیگنال خرید می‌داند، می‌تواند از نظر دیگری سیگنالی برای فروش درنظر گرفته شود. همچنین این نکته را هم بخاطر داشته باشید که شاخص‌های تکنیکال، درست مثل سایر روش‌های تحلیل بازار، وقتی کارایی دارند که در کنار ابزارهای دیگر در کنار واگرایی سایر ابزارهای تحلیلی مثل تحلیل بنیادی بکار گرفته شوند.

چهار اندیکاتور سیستم معاملاتی 2018 |کاربرد و نحوه محاسبه اندیکاتورها

چهار اندیکاتور سیستم معاملاتی 2018 با توجه به استفاده معامله‌گران از این ابزارهای تحلیل تکنیکال و محبوبیت و کارایی آنها انتخاب شده‌اند. اندیکاتورها ابزارهای تحلیلی هستند که به معامله‌گران اطلاعات و درکی از فرایندهای زیرین بازار می‌دهند. آنها به کمک این ابزارها اطلاعات زیادی در مورد جهت احتمالی حرکت قیمت، میزان قدرت روند، لحظه‌های مناسب معامله، و مواردی بسیار بیشتر از این به دست می‌آورند.

چهار اندیکاتور سیستم معاملاتی 2018

امروزه در سیستم‌های معاملاتی پیشرفته مثل متاتریدر 4 یا متاتریدر 5 مجموعه گسترده و قابل توجهی از ابزارهای تحلیلی و اندیکاتورها در اختیار معامله‌گران قرار گرفته است. این حجم انبوه ابزارهای تحلیل تکنیکال باعث می‌شود انتخاب کاراترین اندیکاتورها تبدیل به کاری سخت شود. یکی از بهترین راه‌ها برای شناسایی برترین اندیکاتورها، بررسی محبوب‌ترین موارد در سال‌های گذشته است. در این مطلب از وبسایت اندیکاتور بورس، چهار اندیکاتور سیستم معاملاتی 2018 به انتخاب معامله‌گران معرفی می‌شود.

چهار اندیکاتور سیستم معاملاتی 2018 به انتخاب معامله‌گران

اندیکاتورها ابزارهایی هستند که با محاسبه عوامل گوناگون موثر در قیمت یا روند بازار، درکی عمیق و شناختی قابل اتکا از روند قیمت به معامله‌گران عرضه می‌کنند. هر سال با توجه به پیشرفت سیستم‌های معاملاتی، اندیکاتورهای اصلاح شده و بهبود یافته‌ای در اختیار معامله‌گران قرار می‌گیرد. این موضوع باعث می‌شود اندیکاتورهای برتر در سال‌های مختلف از هم متفاوت باشند.

برترین اندیکاتورهایی که در سال 2018 مورد توجه و استفاده گسترده معامله‌گران مالی در سراسر جهان قرار گرفته‌اند شامل موارد زیر می‌شوند:

  • باند بولینگر
  • مک‌دی
  • شاخص قدرت نسبی (آراس‌آی)
  • استوکاستیک

در ادامه این چهار اندیکاتور سیستم معاملاتی 2018 معرفی شده و کارکردهای آنها مورد بررسی قرار می‌گیرد.

چهار اندیکاتور سیستم معاملاتی 2018

اندیکاتور باند بولینگر

محبوب‌ترین و برترین اندیکاتور سیستم معاملاتی 2018 باند بولینگر است که روی نوسان قیمت بازار متمرکز است و اطلاعات عمیقی در این مورد به معامله‌گران می‌دهد. این اندیکاتور از سه بخش تشکیل شده است که در وسط آن میانگین متحرک قرار گرفته و دارای یک باند بالا و یک باند پایین است. این باندها برای تشخیص سطح‌های حمایت و مقاومت کارایی دارند.

وقتی که دو باند به هم نزدیک باشند، نوسان بازار کم است، و بر عکس، از هم دور باشند، نوسان بازار زیاد است. آشنا شدن با کارکرد باند بولینگر و عادت کردن به استفاده از آن نیاز به زمان و تمرین دارد، اما نحوه ارائه جزئیات در این اندیکاتور باعث می‌شود یکی از بهترین گزینه‌ها برای پیگیری نوسان قیمت‌ها در بازارهای گوناگون مالی باشد.

باند بولینگر یکی از چهار اندیکاتور سیستم معاملاتی 2018 است که به ویژه به کاربران در شناسایی موقعیت‌های سودآور در بازارهای پرنوسان کمک می‌کند. معامله‌گران بورس‌های مختلف، ارزهای خارجی، و همچنین ارزهای دیجیتال از این ابزار برای شناسایی موقعیت‌های مناسب در این بازارها نهایت بهره را می‌برند.

اندیکاتور مکدی (اندیکاتور میانگین متحرک همگرایی واگرایی)

اندیکاتور میانگین متحرک همگرایی واگرایی یا مکدی یکی از اندیکاتورهای متاتریدر 4 و سیستم معاملاتی 2018 است که برای پیگیری دقیق لحظات مناسب معامله در امتداد روندهای قیمت کارایی دارد. این اندیکاتور ارتباط بین دو میانگین متحرک قیمت‌های بازار را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. نحوه محاسبه مکدی در مجموع ساده محسوب می‌شود: معامله‌گر تنها لازم است که میانگین متحرک نمایی 26 روزه را از میانگین متحرک 12 روزه کم کند. علاوه بر این، یک میانگین متحرک نمایی 9 روزه در این اندیکاتور ایجاد می‌شود که به عنوان خط سیگنال شناخته می‌شود، و بالاتر از خود اندیکاتور مکدی قرار می‌گیرد و برای تولید سیگنال‌های خرید و فروش کاربرد دارد.

مک‌دی (اندیکاتور میانگین متحرک همگرایی واگرایی)

معامله‌گران بورس و بازارهای مالی در هنگام استفاده از این اندیکاتور منتظر حرکت قیمت در بالا یا پایین خط صفر می‌مانند، چرا که این موقعیت میانگین کوتاه مدت را در رابطه با میانگین بلند مدت مشخص می‌کند. علاوه بر این، وقتی مکدی بالاتر از صفر باشد، یعنی میانگین کوتاه مدت بالاتر از میانگین بلند مدت است، و این نشان دهنده لحظه و روند صعودی قیمت است.

بر عکس این قضیه هم وقتی که میانگین متحرک همگرایی واگرایی به زیر صفر می‌رسد صادق است. در واقع خط صفر به صورت مداوم به عنوان عامل تفکیک محدوده حمایت از مقاومت در این اندیکاتور عمل می‌کند. اندیکاتور مک‌دی یکی از چهار اندیکاتور سیستم معاملاتی 2018 است که برای ایجاد سیگنال‌های خرید و فروش کارایی قابل توجهی دارد.

اندیکاتور شاخص قدرت نسبی (آراس‌آی)

شاخص قدرت نسبی یا آر‌اس‌آی (RSI) یکی دیگر از ابزارهای تحلیل تکنیکال است که همواره بین اندیکاتورهای محبوب معامله‌گران قرار داشته است. اندیکاتور آر‌اس‌آی برای ایجاد سیگنال‌های خرید بیش از حد و فروش بیش از حد کارایی دارد و تنها از یک خط تشکیل شده است. به این ترتیب اندیکاتور آر‌اس‌آی از یک بخش بالایی و یک بخش پایینی تشکیل می‌شود. محلی که این خط در آن در نمودار سیستم معاملاتی قرار می‌گیرد مشخص می‌کند که بازار در موقعیت خرید بیش از حد است یا فروش بیش از حد.

شاخص قدرت نسبی (آراس‌آی)

طراحی تک خطی این اندیکاتور باعث می‌شود ابزار بسیار ساده‌ای برای تحلیل معامله‌گران بازارهای مالی و بورس باشد. آر‌اس‌آی یکی از اندیکاتورهای خوش‌ساخت و راحت است که اطلاعات قابل توجهی در مورد قیمت و فرایندهای زیرین آن در اختیار معامله‌گران می‌گذارد. معامله‌گران از این ابزار برای شناسایی موقعیت‌های واژگونی قیمت، ادامه روند، و همچنین تولید سیگنال‌های خرید و فروش استفاده می‌کنند. اگر چه اندیکاتور شاخص قدرت نسبی یکی از چهار اندیکاتور سیستم معاملاتی 2018 بوده و همچنان یکی از محبوب‌ترین ابزارهای تحلیلی محسوب می‌شود، استفاده از این ابزار به تنهایی برای انجام تصمیم‌های معاملاتی توصیه نمی‌شود. بهتر است از این اندیکاتور برای تائید و در کنار ابزارهای دیگر تحلیل تکنیکال استفاده شود.

اندیکاتور استوکاستیک

اندیکاتور استوکاستیک یکی دیگر از ابزارهای سیستم معاملاتی است که در سال 2018 از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار شده است. این اندیکاتور نیز مانند آر‌اس‌آی برای تشخیص لحظه مناسب معامله و شناسایی موقعیت خرید بیش از حد و فروش بیش از حد کاربرد دارد. هنگامی که از این اندیکاتور در سیستم معاملاتی استفاده می‌شود، دو خط روی نمودار ایجاد می‌شود که با هم تکان می‌خورند. این دو خط در جریان پیشرفت بازار با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و موقعیت آنها نسبت به هم به معامله‌گران اطلاعات لازم را می‌دهد.

استوکاستیک یکی از اندیکاتورهای ساده محسوب می‌شود که بین چهار اندیکاتور سیستم معاملاتی 2018 قرار گرفته است. این اندیکاتور به خوبی موقعیت‌های خرید بیش از حد و فروش بیش از حد را در قیمت نمایش می‌دهد. هنگامی که یک سیگنال فروش بیش از حد ایجاد می‌شود، به احتمال زیاد روند قیمت یک واژگونی را تجربه خواهد کرد. به همین ترتیب، یک سیگنال خرید بیش از حد به معامله‌گران می‌گوید که قیمت به احتمال زیاد یک اصلاح را تجربه خواهد کرد.

استوکاستیک

سخن پایانی

چهار اندیکاتور سیستم معاملاتی 2018 یعنی باند بولینگر، مک‌دی، شاخص قدرت نسبی، و استوکاستیک در این مطلب مورد بررسی قرار گرفت. هر یک از این اندیکاتورها اطلاعات با ارزشی در مورد روند قیمت و منطق بازار در اختیار معامله‌گران قرار می‌دهد. این اندیکاتورها با وجود کارایی و اطلاعات ارزشمندی که تولید می‌کنند از سادگی قابل توجهی در استفاده نیز برخوردار هستند.

معامله‌گران تازه کار کافی است با کاربرد و نحوه خواندن این اندیکاتورها آشنا باشند و مدتی با آنها تمرین کنند تا به تسلط لازم برای استفاده از آنها در معاملات مالی برسند. نکته شایان ذکر این است که ابزارهای تحلیل تکنیکال، از جمله اندیکاتورهای برتر سیستم معاملاتی، در موارد زیادی ممکن است اطلاعات قابل اتکا ایجاد نکنند. برای همین کارشناسان به معامله‌گران پیشنهاد می‌کنند از این ابزارها در کنار ابزارهای دیگر تحلیل تکنیکال و برای تائید فرضیه‌های معاملاتی استفاده شود.

آموزش اندیکاتور آر اس آی (RSI)

آموزش اندیکاتور RSI

اندیکاتور RSI در بین تحلیلگران تکنیکال از محبوبیت و کاربرد بسیار زیادی برخوردار است. شاید اصلی‌ترین دلیل این میزان محبوبیت این اندیکاتور ، دریافت نسبتا آسان سیگنال‌های قدرتمند از آن است؛ همین مسئله باعث شده است که اندیکاتور آر اس آی از سوی بسیاری از کارشناسان در کنار اندیکاتور مکدی توجه زیادی را به خود جلب کند. در این مقاله قصد داریم ضمن آموزش اندیکاتور RSI به بررسی مهم‌ترین نکاتی که برای استفاده از آن باید در نظر داشته باشید، بپردازیم. تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.

فهرست عناوین مقاله

اندیکاتور RSI چیست؟

Relative Strength Index یا شاخص قدرت نسبی یک اندیکاتور از نوع نوسان‌گر است که در بین تحلیلگران تکنیکال با نام RSI شناخته می‌شود. نخستین بار فردی به نام جیمز ولز ویلدر در سال 1978 بور که این مفهوم را به فعالان بازار معرفی کرد. برای درک بهتر مفهوم اندیکاتور RSI ابزارهای دیگر در کنار واگرایی در تحلیل تکنیکال به موارد زیر دقت کنید:

  • این اندیکاتور در ردیف نوسانگرهای تأخیری قرار می‌گیرد.
  • نوسان این شاخص بین دو عدد 0 و 100 صورت می‌گیرد.
  • این شاخص با قدرت خرید در بازار رابطه مستقیم دارد.
  • وقتی شاخص آر اس آی بالای عدد 70 قرار می‌گیرد، سهم وارد منطقه اشباع خرید شده است و احتمال تغییر روند صعودی به نزولی وجود دارد.
  • وقتی شاخص آر اس آی پایین عدد 30 قرار می‌گیرد، سهم وارد منطقه اشباع فروش شده است و احتمال تغییر روند نزولی به صعودی وجود دارد.

تا اینجا چند نکته مهم در زمینه آموزش اندیکاتور آر اس آی را مرور کردیم. اما واقعیت این است که داستان در همین جا به پایان نمی‌رسد. آنچه گفته شد تنها مقدمه‌ای برای آشنایی ابتدایی با این اندیکاتور بود. در ادامه ضمن تفسیر مفهوم RSI، استراتژی‌های معاملاتی صحیح برای به‌کاربردن این اندیکاتور را بررسی می‌کنیم.

بررسی مفهوم اندیکاتور RSI

برای آشنایی با مفهوم اندیکاتور آر اس آی، بهتر است که ابتدا با مفهوم دیگری به نام گرایش بازار آشنا شویم. به زبان ساده یک سهم همواره به یک روند ثابت ادامه می‌دهد؛ مگر آنکه عامل مزاحم خارجی جلوی تداوم روند را بگیرد و مسیر جدیدی را ایجاد کند. این مفهوم کاملا از دل طبیعت استخراج شده است. هنر اندیکاتور RSI این است که با استفاده از روابط ریاضی خاصی، عوامل مزاحم خارجی را قبل از مواجهه شناسایی می‌کند.

دوره محاسبه تغییرات قیمت در اندیکاتور آر اس آی، به طور پیش‌فرض 14 روزه در نظر گرفته می‌شود. در این بازه زمانی گرایش بازار و همچنین قدرت روند حاکم شناسایی می‌شود. در این بین اگر شاخص RSI بالاتر از عدد 70 قرار بگیرد، سهم وارد منطقه اشباع خرید شده و احتمال تغییر روند قوت پیدا می‌کند. در مقابل اگر این شاخص پایین‌تر از عدد 30 قرار بگیرد، سهم به منطقه اشباع فروش رسیده است. در نتیجه احتمال تغییر روند نزولی به صعودی وجود دارد.

منظور از منطقه اشباع خرید و فروش در اندیکاتور RSI چیست؟

در ادامه آموزش اندیکاتور RSI بهتر است که اشاره مختصری درباره مفهوم منطقه اشباع خرید و فروش داشته باشیم. ناحیه اشباع خرید، جایی است که فشار خریداران از حالت افراطی اولیه فاصله گرفته است و احتمالا باید کم کم شاهد کاهش فشار خریداران باشیم. به این ترتیب فروشندگان ابتکار عمل را در دست خواهند گرفت و روند نزولی سهم آغاز خواهد شد.

در مقابل ناخیه اشباع فروش قرار دارد. وقتی در اثر فروش‌های افراطی در بازار اندیکاتور آر اس آی به زیر شاخص 30 می‌رسد، باید منتظر باشیم که فشار فروش روند کاهشی به خود بگیرد. در نتیجه کم‌کم خریداران هستند که روند سهم را از حالت نزولی به صعودی تغییر می‌دهند. به عبارت دیگر باید منتظر پیشی گرفتن تقاضا بر عرضه در بازار باشیم.

دریافت سیگنال دقیق از اندیکاتور آر اس آی

آموزش اندیکاتور RSI؛ چگونه سیگنال‌های دقیقی از اندیکاتور آر اس آی دریافت کنیم؟

در ادامه بحث آموزش اندیکاتور آر اس آی لازم است که نکات مهمی که رعایت آن‌ها در دریافت سیگنال‌های مناسب از این اندیکاتور ضروری است را بررسی کنیم. این نکات عبارت‌اند از:

1. تنظیم دوره زمانی اندیکاتور آر اس آی

همان‌طور که اشاره کردیم، طول دوره این اندیکاتور در حالت عادی برابر 14 روز به‌صورت پیش‌فرض در نظر گرفته می‌شود. اما این امکان وجود دارد که هر فرد با توجه به استراتژی معاملاتی خود طول دوره محاسبه این اندیکاتور را تغییر دهد. در همین راستا هر چه طول دوره کاهش پیدا کند، تعداد کندل‌هایی که در اندیکاتور مورد بررسی قرار می‌گیرند، کاهش پیدا می‌کند و در نتیجه سیگنال صادر شده نیز جنبه تحلیل کوتاه‌مدت خواهد داشت. اما در مقابل با افزایش طول دوره، تعداد کندل‌های مورد بررسی نیز بیشتر می‌شود و در نتیجه سیگنال صادر شده جنبه تحلیل بلندمدت پیدا می‌کند.

2. تشخیص واگرایی در اندیکاتور RSI

در خصوص مفهوم واگرایی در تحلیل تکنیکال در قالب مقاله دیگری به صورت مفصل بحث کرده‌ایم که می‌توانید برای مطالعه بیشتر به آن مراجعه کنید. نکته مهم این است که شکل‌گیری واگرایی بین نموارد قیمت سهم و اندیکاتور RSI به احتمال بسیار زیاد باید منتظر تغییر روند در سهم باشیم. به عبارت دیگر وقتی نمودار قیمت در بین دو کندل با فاصله زمانی مشخص در حال افزایش است، اما شاخص آر اس آی در همان بازه زمانی روند کاهش به خود می‌گیرد، باید منتظر تغییر روند باشیم. بررسی دقیق مفهوم واگرایی با استفاده از اندیکاتور آر اس آی کلید موفقیت در معامله‌گری است.

3. استفاده از خط روند در نمودار اندیکاتور آر اس آی

با مفهوم خط روند در تحلیل تکنیکال و کاربرد آن در نمودار قیمت دارایی‌ها در مقاله دیگری آشنا شدیم. نکته مهم این است که می‌توان از خط روند برای نمودار اندیکاتور RSI نیز استفاده کرد. به این ترتیب که خط روند را در یک بازه زمانی مشخص روی نمودار اندیکاتور آر اس آی رسم می‌کنیم. هر زمان که این خط روند توسط نمودار شکسته شود، باید با کمی تأخیر منتظر شکسته شدن خط روند در نمودار قیمت دارایی نیز باشیم. درک صحیح از این مفهوم می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های صحیح با استفاده از اندیکاتور آر اس آی بسیار راهگشا باشد.

4. ترکیب اندیکاتور RSI با سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال

هریک از اندیکاتورهای مورد استفاده در تحلیل تکنیکال با درصد خطای مشخصی همراه هستند و به همین دلیل نمی‌توان صرفا با استفاده از یکی از آن‌ها دست به معامله‌گری زد. بهترین استراتژی برای این منظور انتخاب دو یا سه ابزار تحلیل تکنیکال است که خطاهای همدیگر را پوشش می‌دهند. در همین راستا ترکیب اندیکاتور RSI، مکدی و پرایس اکشن (به خصوص در زمان‌هایی که دارایی در سطوح مهم قرار می‌گیرد) در مجموع می‌تواند سیگنال‌های بسیار معتبری را صادر کند که درصد خطا را تا حد زیادی کاهش دهد.

سؤالات متداول

1. اندیکاتور Stochastic RSI چیست؟

این اندیکاتور از داده‌های نمودار RSI برای محاسبه روابط ریاضی خود استفاده می‌کند. بین صفر و یک در نوسان است. زمانی که شاخص آن به زیر 0.2 برسد، سهم در منطقه اشباع فروش قرار می‌گیرد و وقتی در بالای 0.8 باشد سهم وارد ناحیه اشباع خرید می‌شود. از این جهت شباهت‌های مفهومی زیادی با اندیکاتور RSI دارد.

2. منظور از رد شدن از تاب‌خوردگی در اندیکاتور RSI چیست؟

گاهی اوقات سهم وارد محدود اشباع می‌شود، سپس تغییر روند داده و از محدوده اشباع خارج می‌شود. اما بار دیگر روند تغییر کرده و به سمت محدوده اشباع حرکت می‌کند اما وارد آن نمی‌شود. پس از لمس خط محدوده اشباع، مجددا به روند قبلی برمی‌گردد و به مسیر خود ادامه می‌دهد. این اتفاق در بین معامله‌گران به نام رد شدن از تاب خوردگی اندیکاتور آر اس آی شناخته می‌شود.

3. ترکیب اندیکاتور آر اس آی با کدام اندیکاتورها صحیح است؟

پاسخ به این سؤال تا حدی وابسته به استراتژی معاملاتی افراد است. اما در حالت کلی ترکیب اندیکاتور RSI با اندیکاتورهای میانگین متحرک مانند مکدی همواره نتایج بهتری را به همراه خواهد داشت.

کلام پایانی

در این مطلب بررسی کردیم که اندیکاتور RSI چیست و چگونه می‌توان سیگنال‌های صحیحی را از آن دریافت کرد. فرقی نمی‌کند که در کدامیک از بازارهای مالی فعالیت می‌کنید؛ سعی کنید حتما اندیکاتور آر اس آی را به دقت یاد بگیرید و در طول معامله‌گری از آن بهره کافی را ببرید.

آشنایی با واگرایی مخفی و انواع آن در بورس

واگرایی به حالتی گفته می شود که در آن قیمت برخلاف اندیکاتور حرکت می کند. در صورتی که واگرایی در انتهای روند اتفاق بیفتد، به آن واگرایی معمولی (Regular Divergence یا به اختصار RD) گفته می شود و در صورتی که واگرایی در انتهای اصلاح قیمتی به وقوع بپیوندد، به آن واگرایی مخفی (Hidden Divergence یا به اختصار HD) گفته می شود.

در صورتی که در محدوده اصلاحی یک روند صعودی بزرگ، اندیکاتور کف پایین تر ثبت کند اما قیمت به کف پایین تر نرسد و کف بالاتر ثبت کند، واگرایی مخفی مثبت به وقوع می پیوندد. همانطور که از نام این نوع واگرایی مخفی مشخص است، پس از وقوع آن می توان افزایش تقاضا و به تبع آن رشد قیمت را انتظار داشت.

نکته مهمی که باید به آن توجه داشت، این می باشد که در واگرایی مخفی مثبت، باید قیمت حتما از یک سقف بالاتر نسبت به سقف قبلی به طور موقت بریزد و اگر غیر از این باشد نمی توان نام آن را واگرایی مخفی مثبت گذاشت.

انواع واگرایی مخفی و معمولی

توضیحاتی که در ابتدا ارائه کردیم خیلی کلی بودند. برای درک بهتر مفهوم واگرایی بهتر است نگاهی به الگوهای آن‌ها بیندازیم. قبل از آن این را بدانید که انواع واگرایی مخفی و معمولی را می‌توان در دو گروه زیر دسته‌بندی کرد:

  • مثبت (Bullish) یا صعودی
  • منفی (Bearish) یا نزولی

برای تشخیص واگرایی مخفی در روندهای صعودی باید به کف‌های نمودار قیمت دقت کرد. ولی در روندهای نزولی، سقف‌های نمودار قیمت اهمیت دارند.

در سمت مقابل برای تعیین واگرایی معمولی در روندهای صعودی به سقف نمودار قیمت توجه می‌شود و در روندهای نزولی، کف‌های ساخته‌شده در نمودار از اهمیت برخوردارند.

حالا نگاهی به نمودار و الگوهای تصویری واگرایی مخفی و معمولی می‌اندازیم. با انجام این کار تشخیص واگرایی برای‌مان راحت‌تر خواهد شد. تصویر زیر را ببینید:

در سمت چپ واگرایی معمولی را داریم و در سمت راست واگرایی مخفی که هر کدام در دو گروه صعودی و نزولی مشخص شده‌اند. هر گروه هم دو نمودار دارد. نمودارهای بالایی نمودار قیمت را نشان می‌دهند و نمودار‌های پایینی نشان‌گر اندیکاتور هستند. اول برویم سراغ واگرایی معمولی که البته هدف بحث ما نیست ولی بهتر است مروری بر آن داشته باشیم.

واگرایی معمولی مثبت (صعودی) و منفی (نزولی)

  • واگرایی معمولی مثبت (RD+): در سمت چپ تصویر دو واگرایی معمولی مثبت یا Bullish و منفی یا Bearish را می‌بینید. همان‌طور که در تصویر هم مشخص است، در واگرایی معمولی مثبت روندمان نزولی است ولی اندیکاتور روندی صعودی دارد. یعنی کف‌های جدید در نمودار قیمت پایین‌تر تشکیل می‌شوند ولی در اندیکاتور کف جدید بالاتر از کف قبلی ظاهر می‌شود. همین اختلاف جهت حرکت، واگرایی را نشان می‌دهد. وقتی چنین اتفاقی بیفتد، سیگنال تغییر روند صادر می‌شود. یعنی می‌فهمیم که احتمال دارد یک روند صعودی آغاز شود.
  • واگرایی معمولی منفی (RD-): این واگرایی برعکس RD+ است. یعنی در روندهای صعودی باید به دنبال این پدیده بگردیم. در این شرایط باید به سقف‌هایی که در نمودار قیمت ایجاد می‌شود دقت کنیم. سقف‌های جدید باید بالاتر از سقف قبلی باشند. اما در اندیکاتور سقف‌های جدید پایین‌تر از سقف قبلی هستند. باز هم با مشاهده‌ی چنین حرکاتی، می‌توانیم بفهمیم که احتمال معکوس شدن روند زیاد است.

واگرایی مخفی مثبت (صعودی) و منفی (نزولی)

  • واگرایی مخفی مثبت (HD+): دوباره لازم است که تصویر بالا نگاه کنید تا توضیح بدهیم که شرایط تشکیل واگرایی مخفی مثبت و منفی چیست. واگرایی مخفی مثبت در روند صعودی ظاهر می‌شود. درست برخلاف واگرایی معمولی مثبت که در روند نزولی می‌شد آن را پیدا کرد. وقتی در نمودار قیمت می‌بینیم که کف‌های جدید بالاتر از کف قبلی هستند، ولی در اندیکاتور کف‌های جدید در نقاطی پایین‌تر تشکیل می‌شوند می‌فهمیم که واگرایی مخفی مثبت رخ داده است. با مشاهده‌ی این حرکت، احتمال می‌دهیم که روند به حرکت قبلی‌اش ادامه بدهد.
  • واگرایی مخفی منفی (HD-): این واگرایی در شرایطی اتفاق می‌افتد که روندمان نزولی است. وقتی سقفی پایین‌تر از سقف قبلی در نمودار قیمت می‌بینیم ولی در اندیکاتور سقف جدید بالاتر از سقف‌های قبلی تشکیل می‌شود می‌فهمیم که با واگرایی مخفی منفی طرف هستیم. باز هم باید منتظر ادامه‌ی روند باشیم؛ روندی که در این‌جا نزولی است و انتظار داریم هم‌چنان نزولی بماند.

هر دو مورد از انواع واگرایی مخفی که به آن‌ها اشاره شد، از ادامه‌ی روند فعلی خبر می‌دهند. با شناسایی این مسئله می‌توانیم سیگنال‌های معاملاتی مختلفی بگیریم و برای تایید اعتبار نیز از اندیکاتورهایی مثل مکدی یا RSI استفاده کنیم.

واگرایی مخفی چقدر قابل اطمینان است؟

اگرچه واگرایی یک نشانه قدرتمند از تغییر جهت حرکت بازار است، اما نمی‌توان تنها به آن اتکا کرد. معامله‌گران تازه‌کار قبل از اینکه واگرایی پنهان را در شیوه های معاملاتی خود بگنجانند باید بر استفاده از بقیه ابزارهای تحلیل تکنیکال مسلط شوند.

به یاد داشته باشید که واگرایی همیشه منجر به تغییر روند قدرتمندی نمی‌شود. گاهی قیمت ممکن است پس از ایجاد یک واگرایی مخفی وارد یک روند رنج شود. روند رنج به روندی می‌گویند که قیمت به صورت افقی در یک ابزارهای دیگر در کنار واگرایی محدوده حرکت می‌کند.

نکته مهم این مطلب استفاده از واگرایی مخفی در کنار دیگر اندیکاتورها و ابزارهای تحلیل تکنیکال است.

گاهی اوقات هنگام استفاده از دو یا چند اندیکاتور مختلف، سیگنال‌های ایجاد شده ممکن است با یکدیگر متفاوت باشند و به شرایط متفاوتی از بازار دلالت کنند.

در چنین مواردی بهتر است یک قدم به عقب بروید و با بررسی بیشتر ببینید که آیا سیگنال‌های متضاد با یکدیگر علاوه بر هم‌پوشانی زمانی، قوی هستند یا خیر. اگر به چنین نتیجه‌ای رسیدید بهتر است تا مدتی از این ارز دور بمانید.

برخی نکات درباره واگرایی‌ها

به یاد داشته باشید که واگرایی‌ها، علت تغییر یا ادامه روند نیستند بلکه ابزاری برای شناسایی آن‌ها هستند. مشاهده واگرایی حکم هشدار را دارد و برای تصمیم‌گیری نهایی جهت خرید و فروش، می‌بایست از ابزارهای دیگر برای اطمینان بیشتر استفاده کرد.
لزوما هر زمانی که تغییر روند رخ دهد، واگرایی وجود ندارد. وجود ‌واگرایی نشانه‌ای برای پیش‌بینی تغییر روند است، نه مهر تأییدی بر آن.
اندیکاتورهای بسیاری در نرم‌افزارهای تحلیل‌گر نمودارهای قیمتی وجود دارند، اما به‌طور کلی از اندیکاتورهای MACD، RSI، CCI، ROC، MFI و OBV در مسیر شناسایی واگرایی‌ها استفاده می‌شوند و فراز و فرود‌های آنها با نمودار قیمتی مقایسه می‌شوند. در میان این اندیکاتورها، MACD بهتر می‌تواند به شناسایی واگرایی کمک کند.
یکی از رایج‌ترین اشتباهات در مورد شناسایی واگرایی‌ها، عدم تشخیص صحیح خط روند (صعودی یا نزولی) است. حتما به بالا و پایین بودن سقف و کف و صعودی و نزولی بودن خط روند توجه کنید، چرا که در غیر‌اینصورت دچار تصمیم اشتباه و ضرر مالی می‌شوید.
هنگامی‌که نمودار با سرعت‌ بالا و بدون ‌واگرایی به سمت سطوح حمایت و مقاومت در‌حرکت باشد، احتمال شکست سطوح بسیار بالا است. در صورتی که شکست سطح حمایت یا مقاومت همزمان با تشکیل واگرایی رخ دهد، پیش‌بینی می‌شود که شکست فریب‌دهنده یا اصطلاحا Fake بوده و مجددا برگشت به سطح شکسته‌شده را شاهد خواهیم بود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.